الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : شيروانى )

97

أصول الفقه ( تحرير اصول فقه ) ( فارسى )

تخصص : يعنى شامل نشدن لفظ از ابتدا نسبت به چيزى . اقسام عام 1 . عموم استغراقى : آن است كه حكم شامل تك‌تك افراد گردد ، به گونه‌اى كه هر فرد به تنهايى حكم مستقل و در نتيجه ، امتثال و عصيان خاصى داشته باشد ، مانند : « اكرم كلّ عالم ؛ هر دانشمندى را احترام كن . » 2 . عموم مجموعى : آن است كه حكم براى مجموع از آن جهت كه مجموع است ثابت باشد . در اين صورت يك حكم است كه به يك موضوع ، يعنى مجموع ، تعلق گرفته و فقط يك امتثال و عصيان دارد ، مانند : « آمن بجميع الأئمة ؛ به همهء امامان ايمان آور . » 3 . عموم بدلى : آن است كه حكم براى يكى از افراد به‌طور على البدل ثابت باشد ، مانند : « هر اسيرى را كه مىخواهى آزاد كن . » در اينجا عموم ، در واقع عموم بدليت است . غالبا عموم متعلق حكم نسبت به احوال و افرادش در حكم وجوبى يا استحبابى ، عموم بدلى است . 1 . الفاظ عموم يكم . كلّ و آنچه به معناى آن است ، با دلالت وضعى بر عموم لفظى كه « كل » بر سرش درآمده دلالت دارد ، خواه عموم استغراقى و خواه عموم مجموعى . دوم . قرار گرفتن نكره در سياق نفى يا نهى ، دلالت عقلى ، و نه وضعى ، بر عموم سلب نسبت به همهء افراد نكره دارد . سوم . جمع يا مفردى كه « ال » بر سر آن آمده ، در صورت نبودن عهد بر عموم دلالت دارد ، اما اين دلالت در مفرد به واسطهء اطلاق است نه وضع . بايد توجه داشت عموم در جملاتى مانند : « اكرم العلماء » يا « اكرم جميع