الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : شيروانى )
93
أصول الفقه ( تحرير اصول فقه ) ( فارسى )
2 . آنكه كلام بدون آن درست و صحيح نباشد . مثلا : جملهء « لا ضرر و لا ضرار فى الاسلام ؛ ضرر و زيان رساندن در اسلام نيست » « 1 » در صورتى صحيح است كه احكام و آثار شرعى در تقدير گرفته شود ، يعنى « احكام و آثار شرعى زيانبار در اسلام نيست . » همهء دلالتهاى التزامى بر معانى مفرد و همهء مجازهاى در كلمه و اسناد از قبيل دلالت اقتضا است ، بدين معنا كه دلالت قرينهء موجود در كلام بر ارادهء معناى مجازى از لفظ ، نوع دلالت اقتضا است ، هرچند دلالت خود لفظ بر معناى مجازى از نوع دلالت مطابقى مىباشد . دلالت تنبيه دلالت تنبيه يا ايماء آن است كه از روى قرائن قطع يا اطمينان حاصل شود كه معنايى بيرون از دايرهء منطوق ، مراد متكلم است بىآنكه صحت كلام متوقف بر در نظر گرفتن آن باشد . برخى از مهمترين موارد دلالت ايماء عبارت است از : 1 . ذكر ملازم عقلى يا عرفى چيزى ، به جاى تصريح به خود آن ، مانند آنكه به جاى درخواست آب بگويد : « من تشنهام . » يا به جاى آنكه بگويد : « نمازت قضا شد » بگويد : « آفتاب تابيد . » 2 . اينكه كلام همراه چيزى باشد كه بيانگر علت يا شرط يا مانع يا جزء بودن يا نبودن آن باشد ، كه در اين صورت ذكر حكم ، تنبيه بر علت يا شرط يا مانع يا جزء بودن يا نبودن آن خواهد بود ، مانند آنكه مفتى به كسى كه از شك در تعداد ركعتهاى نماز صبح مىپرسد ، بگويد : « نمازت را اعاده كن » ، كه تنبيه برآن است كه شك مذكور علّت بطلان نماز مىباشد . 3 . اينكه كلام همراه با چيزى باشد كه بعضى از متعلقات آن را مشخص
--> ( 1 ) - تهذيب الاحكام ، ج 7 ، ص 146 .