الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : شيروانى )

90

أصول الفقه ( تحرير اصول فقه ) ( فارسى )

نكته : اصل در كلمهء « الّا » آن است كه براى استثنا باشد . ازاين‌رو ، اگر شك شود كه وصف است يا استثنا ، به استثنا بودن آن حكم مىشود . 2 . « انّما » از ادات حصر است و ازاين‌رو ، مفهوم دارد . 3 . « بل » از ادات اضراب است و اگر بر ردع و ابطال مطلب قبلى دلالت كند ، بيانگر حصر و داراى مفهوم خواهد بود ، اما در ساير موارد - مانند آنجا كه براى تصحيح يا تأكيد است - دلالت بر حصر نكرده مفهوم نخواهد داشت . 4 . هيئت‌هايى مانند : « تقديم ما حقّه التأخير ؛ مقدم داشتن چيزى كه سزاوار تأخير است . « 1 » » كه ظاهر در حصراند ، داراى مفهوم مىباشند . به طور كلى هرچه دلالت بر حصر كند داراى مفهوم مىباشد . ان كل ما يدل على الحصر فهو دال على المفهوم بالملازمة البينة . 5 . مفهوم عدد عدد به‌خودىخود مفهوم ندارد ، مثلا جملهء : « سه روز آخر ماه را روزه بگير » بر عدم استحباب روزهء چهار يا پنج روز دلالت ندارد . آرى ، اگر حكم مثلا براى وجوب باشد و ذكر عدد براى بيان حدّ اكثر باشد ، بىترديد عدد در اينجا بر عدم وجوب زايد برآن دلالت مىكند . البته اين دلالت از باب خصوصيت مورد است . 6 . مفهوم لقب مقصود از لقب هر اسمى است كه موضوع حكم قرار گرفته است ، جامد باشد يا مشتق . از آنجا كه ما مفهوم وصف را نپذيرفتيم - با آنكه اشعار به تعليق حكم برآن داشت - به طريق اولى مفهوم لقب را نخواهيم پذيرفت . نهايت چيزى كه از لقب دانسته مىشود ، شامل نشدن شخص حكم نسبت به مواردى است كه از محدودهء

--> ( 1 ) - نظير : « إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ؛ فقط تو را مىپرستيم و فقط از تو يارى مىجوييم . »