الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : شيروانى )

81

أصول الفقه ( تحرير اصول فقه ) ( فارسى )

روشن است كه تنها در اين صورت است كه مىتوان دانست تالى در صورت منتفى شدن مقدّم ، منتفى خواهد شد . به نظر ما جملهء شرطى بر هر سه امر ، با وضع يا اطلاق ، دلالت دارد ، به اين صورت كه : 1 . هيئت تركيبى جملهء شرطى مجموعا ، به حكم تبادر ، بر ملازمهء ميان مقدم و تالى دلالت كرده براى آن وضع شده است و در نتيجه ، استعمال جملهء شرطى اتفاقى ، به صورت مجاز مىباشد . 2 . متبادر از هيئت تركيبى جملهء شرطى آن است كه تالى در آن مترتب بر مقدم بوده ، در فرض حصول مقدم ، تحقق آن حتمى و قطعى مىباشد . در واقع معناى تعليق ، كه مفاد جملهء شرطى است ، چيزى جز اين نيست . پس اگر تالى متضمن انشاء حكمى باشد ، جملهء شرطى بيانگر انتفاى حكم در صورت انتفاى شرط خواهد بود . و اگر تالى متضمن حكايت رويدادى باشد ، جملهء شرطى بيانگر معلّق بودن حكايت بر مقدم و انتفاى آن در صورت انتفاى مقدم خواهد بود . 3 . اطلاق جملهء شرطى بيانگر آن است كه مقدم سبب منحصر براى تالى است ، زيرا اگر جايگزينى داشت ، گوينده ، كه بنا بر فرض در مقام بيان است ، بايد آن را ذكر مىكرد و چون ذكر نكرده ( اطلاق ) معلوم مىشود جايگزينى براى آن نيست . از جمله مؤيدات مفهوم داشتن جملهء شرطى تمسك امام صادق عليه السّلام به مفهوم سخن امام على عليه السّلام : « اذا ركضت الرّجل او طرفت العين فكل ؛ اگر پاى حيوان تكان خورد يا پلك زد ، » در روايت ابى بصير است . « 1 »

--> ( 1 ) - فى رواية ابى بصير قال : « سألت ابا عبد اللّه عن الشاة تذبح فلا تتحرّك و يهراق منها دم كثير عبيط ، فقال عليه السّلام : لا تأكل ! إنّ عليا عليه السّلام كان يقول : إذا ركضت الرّجل أو طرفت العين فكل . » ( الوسائل : ج 16 ، ص 264 ، الباب 12 من ابواب الذبائح ، الحديث 1 ) .