الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : شيروانى )
76
أصول الفقه ( تحرير اصول فقه ) ( فارسى )
نهى بر حسب ظهور اطلاقى ، مصداق تحريم مىباشد ، نه آنكه براى تحريم ، كه يك مفهوم اسمى است ، وضع و در آن استعمال شده باشد . صيغة لا تفعل انما تدل على النسبة الزجرية بين الناهى و المنهيّ عنه و المنهى . فإذا صدرت ممن تجب طاعته و يجب الانزجار بزجره و الانتهاء عما نهى عنه و لم ينصب قرينة على جواز الفعل ، كان مقتضى وجوب طاعة هذا المولى و حرمة عصيانه عقلا - قضاء لحق العبودية و المولوية - عدم جواز ترك الفعل الذى نهى عنه الا مع الترخيص من قبله . 4 . مطلوب در نهى برخى گفتهاند : مطلوب در نهى نمىتواند مجرّد « ترك فعل » باشد ، زيرا ترك فعل - كه معنايش باقى گذاردن عدم فعل بر حال خود است - مقدور مكلف نيست ، به دليل آنكه امرى ازلى و بيرون از قدرت است . مطلوب در نهى ، در حقيقت ، كفّ و بازداشتن نفس از فعل است كه كارى نفسانى و در حيطهء اختيار آدمى است . در پاسخ ايشان بايد گفت : اوّلا : اگر ترك فعل مقدور نباشد ، فعل آن نيز مقدور نخواهد بود ، زيرا قدرت همواره به دو طرف وجود و عدم تعلق مىگيرد . قادر كسى است كه اگر بخواهد انجام دهد و اگر نخواهد ترك كند . ثانيا : اساسا مدلول مطابقى نهى طلب نيست تا بحث بالا مطرح شود ، بلكه زجر و بازداشتن است . آرى ، لازمهء عقلى چنين زجرى طلب ترك است . بنابراين ، نهى نيز همچون امر ، به خود فعل تعلق مىگيرد با اين تفاوت كه نهى ، زجر از فعل و امر ، بعث به سوى فعل است . و التحقيق ان معنى النهى ليس هو الطلب ، حتى يقال ان المطلوب هو