الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : شيروانى )
346
أصول الفقه ( تحرير اصول فقه ) ( فارسى )
گفتم : اگر چيزى پهلوى او حركت كرد و او نفهميد [ آيا وضوى او باطل مىشود ] ؟ فرمود : « نه ، تا اينكه يقين كند خواب بوده است . تا اينكه از اين امر نشانهاى بيّن و آشكار بيايد . و گرنه او بر يقين به وضوى خود است و هيچگاه يقين را با شك نقض نمىكند [ يعنى نبايد نقض كند ] ، اما آن را با يقينى ديگر نقض مىنمايد . » « قال زرارة : قلت له : الرجل ينام و هو على وضوء ، أ يوجب الخفقة و الخفقتان عليه الوضوء ؟ قال يا زرارة ! قد تنام العين و لا ينام القلب و الاذن ، فإذا نامت العين و الاذن فقد وجب الوضوء . قلت : فان حرّك فى جنبه شىء و هو لا يعلم ؟ قال : لا ، حتى يستيقن انه قد نام . حتى يجيء من ذلك أمر بيّن . و الا فانه على يقين من وضوئه . و لا ينقض اليقين بالشك أبدا ، و لكنه ينقضه بيقين آخر » « 1 » . فقه حديث : در اين روايت دو پرسش مطرح شده است . پرسش نخست دربارهء شبههء مفهومى حكمى است و زراره مىخواهد بداند گسترهء وضويى كه ناقض وضو است چه اندازه مىباشد . اما پرسش دوم ، به قرينهء پاسخ ، سؤال از شبههء موضوعى است و ازاينرو ، برفرض دلالت اين حديث بر حجيت استصحاب ، نمىتواند حجيت استصحاب در شبهات حكميه را نيز ثابت كند ، زيرا قدر متيقن از آن در مقام تخاطب همان شبههء موضوعى است ، مگر آنكه به كلمهء « ابدا » ( هيچگاه ) تمسك شود . دلالت حديث بر استصحاب : جملهء « او بر يقين به وضوى خود است » جملهاى خبرى است كه جواب شرط مىباشد . اين جملهء شرطيه آن است كه : « اگر او يقين ندارد به خواب رفته است بر يقين به وضوى خود باقى است . » يعنى چيزى كه يقين به وضو را بر طرف كند ، حاصل نشده است . اين جمله در واقع زمينهساز طرح اين
--> ( 1 ) - وسائل الشيعة ، 1 / 174 ، الحديث 1 .