الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : شيروانى )
325
أصول الفقه ( تحرير اصول فقه ) ( فارسى )
در روايت ديگرى آمده است : « الوقوف عند الشبهة خير من الاقتحام « 1 » فى الهلكة ؛ بازايستادن هنگام مواجهه با امر مشتبهه بهتر از ورود ناگهانى در هلاكت است . » پاسخ : اشكال وارد بر استدلال به اين روايات آن است كه واژهء « شبهه » در همهء اين روايات ظاهر در شبههاى است كه نه حكم واقعى آن معلوم است و نه حكم ظاهرى آن ؛ و در صورت قيام دليل بر حكم ظاهرى يا جعل امان شرعى در موردى ، ديگر معنا ندارد كه آن مورد « شبهه » به شمار آيد بلكه از امورى خواهد بود كه رشد آن آشكار است . و از آنجا كه لسان ادلهء برائت لسان امان دادن است ، آن ادله حاكم بر روايات بالا بوده موضوع آنها را تعبدا بر طرف مىسازند . افزون بر آنكه لسان امر به توقف و تعليلى كه در برخى از اين روايات آمده ، نشان مىدهد كه اين امر ، ارشادى است ، چون مخاطب را از وقوف در عقاب و گرفتار شدن به عذاب الهى برحذر مىدارد و مىدانيم كه شئون كيفر و پاداش پذيراى امر مولوى نيستند ، چرا كه در اين صورت تسلسل در آنها لازم مىآيد . بنابراين ، حتى با چشمپوشى از اشكال نخست ، دلالت اين روايات بر مدعاى اخبارگرايان ناتمام است . 5 . روايات امركننده به احتياط ، مانند : « اخوك دينك فاحتط لدينك ؛ برادرت همان دين تو است پس براى دين خود احتياط نما . » و « خذ بالحائطة لدينك ؛ حصارى براى دين خود برگير . » شمار اين روايات چندان زياد است كه آن را به تواتر معنوى نزديك مىسازد . ازاينرو ، بررسى سند تكتك آنها و تفكيك ضعيف از غير ضعيف آنها ضرورت و فايدهاى ندارد . پاسخ : در اين روايات امر شده كه انسان در دين احتياط كند ، و اين پس از احراز
--> ( 1 ) - اقتحام در لغت يعنى به ناگهان و بىتأمل در كارى وارد شدن .