الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : شيروانى )
299
أصول الفقه ( تحرير اصول فقه ) ( فارسى )
امام عليه السّلام فرمود : « به آنچه خلاف عامّه در آن است ، عمل كن . » « قلت : يرد علينا حديثان : واحد يأمرنا بالعمل به ، و الآخر ينهانا عن العمل به ؟ قال : لا تعمل بواحد منهما حتى تأتى صاحبك ، فتسأل عنه ، قلت : لا بد ان يعمل بأحدهما . قال : أعمل بما فيه خلاف العامّة » « 1 » . 11 . صاحب غوالى اللئالى پس از نقل روايت شمارهء 5 مىنويسد : و در روايتى آمده است كه امام عليه السّلام فرمود : « در اين صورت آن را به تأخير انداز تا اينكه امام خود را ديدار و از او سؤال كنى . » « و فى رواية انه قال عليه السّلام : إذن فارجئه حتى تلقى امامك فتسأله » « 2 » . رأى صحيح با توجه به ملاحظاتى كه دربارهء روايات تخيير بيان شد ، معلوم مىشود كه تنها روايت نخست بر تخيير دلالت دارد و اين روايت به تنهايى نمىتواند با روايات فراوانى كه بر وجوب توقف و ردّ به امام دلالت دارد ، معارضه كند . اما روايت پنجم سندش جدا ضعيف است و روايت هفتم بعيد نيست كه از استنباطهاى كلينى ( ره ) باشد نه روايتى مستقل . اشكال : روايات تخيير نسبت به زمان حضور امام عليه السّلام مطلق است در حالى كه روايات توقف مقيد به آن است و با توجه به لزوم حمل مطلق بر مقيد ، نتيجه توقف در زمان حضور و تخيير در زمان غيبت خواهد بود . پاسخ : لسان همهء روايات توقف « ارجاء تا زمان ملاقات امام » است ، و اين تعبير تنها در صورتى بر مقيّد بودن توقف به زمان حضور دلالت مىكند كه غايت ، مفهوم
--> ( 1 ) - وسائل الشيعة ، 18 / 88 ، الحديث 42 . ( 2 ) - عوالى اللآلى ، 4 / 33 .