الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : شيروانى )
29
أصول الفقه ( تحرير اصول فقه ) ( فارسى )
التصديقية هى دلالة اللفظ على ان المعنى مراد للمتكلم فى اللفظ و قاصد لاستعماله فيه . اين دلالت بر احراز چهار امر متوقف است : 1 . در مقام افاده بودن متكلم ؛ 2 . جدّى بودن او ؛ 3 . آگاهى او از معناى كلامش ؛ 4 . عدم نصب قرينه بر ارادهء خلاف معناى موضوع له . معروف آن است كه دلالت تصورى ، معلول و نتيجهء وضع است و كسى كه مىگويد : « دلالت پيرو اراده نيست بلكه پيرو علم شنونده به وضع مىباشد » مقصودش همين است . اما حقيقت آن است كه دلالت پيرو اراده است ، زيرا دلالت در واقع منحصر در دلالت تصديقى است و دلالت تصورى را نمىتوان دلالت به شمار آورد ، هرچند آن را دلالت تصورى نام نهاده باشند . زيرا دلالت تصورى در واقع از باب تداعى معانى است كه با كمترين مناسبتى پديد مىآيد . توضيح آنكه : دلالت در جايى است كه علم به چيزى ، علم به چيز ديگرى را به همراه آورد و از وجود چيزى به وجود چيز ديگرى پى ببريم ، در حالى كه در تداعى معانى چيزى پس از چيز ديگرى در ذهن حاضر مىشود بدون آنكه قضاوتى دربارهء وجود و عدم آن داشته باشيم . آنچه دلالت تصورى خوانده شده نيز چيزى بيش از اين نيست كه شنونده وقتى لفظى را شنيد ، معناى آن لفظ نيز برايش تداعى مىكند ، بىآنكه دربارهء آن معنا قضاوتى داشته باشد كه آيا گوينده آن را قصد كرده است ، يا نه ؟ اما دلالت تصديقى واقعا دلالت چيزى بر چيزى و پى بردن از چيزى به چيزى است ، زيرا لفظ وقتى از متكلم صادر شد به گونهاى كه با آن احراز شود كه گوينده در آن جدى بوده در مقام مزاح نمىباشد و از روى فهم و قصد سخن مىگويد و هدفش