الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : شيروانى )

238

أصول الفقه ( تحرير اصول فقه ) ( فارسى )

وجه حجيت عقل 4 . پس از آنكه با استعانت از عقل ، به حكم شارع قطع يافتيم ديگر مجالى براى تشكيك در حجت بودن آن باقى نمىماند ، زيرا حجيت قطع ذاتى است . اگر بحثى باشد در صغريات دليل عقل است ، كه آيا مثلا ميان وجوب شىء و وجوب مقدمهء آن ملازمه هست يا نيست ؟ اما اصل حجت بودن قطع حاصل از عقل ، امرى روشن و غير قابل انكار است . با اين‌همه ، گروهى در اين امر تشكيك كرده‌اند . بازگشت اين تشكيك به يكى از سه امر زير است : يكم . امكان اينكه شارع حجيت اين قطع را نفى كند ؛ كه گفتيم : چنين چيزى ممكن نيست . دوم . نهى شارع از حجيت قطع غير حاصل از طريق كتاب و سنت . به نظر ما بازگشت اين ادعا در واقع به اين سخن است كه : احكام شرعى مقيد است به اينكه از طريق كتاب و سنت براى ما معلوم شده باشد . اما با توجه به آنچه در باب اشتراك احكام ميان عالم و جاهل گذشت ، روشن شد كه معلّق شدن حكم بر علم به آن به طور مطلق ، محال است ، پس مقيد شدن آن به علم ناشى از سبب خاص به طريق اولى محال خواهد بود . اين استحاله حتى اگر نفى حجيت قطع را ممكن بشماريم ، ثابت است . اشكال : در روايات آمده است : « انّ دين اللّه لا يصاب بالعقول ؛ با عقل به دين خدا نمىتوان راه يافت . » اين روايات حجيت عقل در احكام شرعى را نفى مىكند . پاسخ : اوّلا : در روايات ديگرى آمده است : « عقل ، حجت باطن خدا بر مردمان است . » « 1 »

--> ( 1 ) - « ان للّه على الناس حجتين : حجة ظاهرة و حجة باطنة ، فاما الظاهرة فالرسل و الانبياء و الائمة عليهم السّلام و اما الباطنة فالعقول » ( راجع كتاب « العقل » من اصول الكافى و هو أول كتبه ، 1 / 16 طبع دار الكتب الاسلامية ) .