الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : شيروانى )

217

أصول الفقه ( تحرير اصول فقه ) ( فارسى )

وجه استدلال : آيه دلالت مىكند بر وجوب اظهار و بيان حقايق دينى مطلقا ، خواه مفيد قطع باشد ، خواه نباشد . و هرگاه اظهار حقايق دينى مطلقا واجب باشد ، قبول آن نيز مطلقا واجب خواهد بود ، و گرنه وجوب اظهار آن لغو مىباشد . ان هناك ملازمة عقلية بين وجوب الإظهار و وجوب القبول ، و الا لكان وجوب الإظهار لغوا و بلا فائدة . و لما كان وجوب الإظهار لم يشترط فيه ان يكون الإظهار موجبا للعلم فكذلك لازمه و هو وجوب القبول لا بد ان يكون مطلقا من هذه الناحية غير مشترط فيه بما يوجب العلم . اشكال : آيه ناظر به اظهار چيزى كه ديگران از آن بىخبرند ، نيست تا مستلزم حجيت خبر واحد باشد ، بلكه ناظر به اظهار چيزى است كه « خداوند آن را براى مردم در كتاب بيان كرده است . » روشن است كه اين مطلب ربطى به حجيت خبر واحد ندارد . به ديگر سخن ، اين آيه حرمت پوشاندن و كتمان كردن چيزى را كه روشن است و ديگران در هر حال موظف به قبول آن هستند ، بيان مىكند . ان هذه الآية واردة فى مورد ما هو بيّن واجب القبول سواء كتم أو أظهر ، لا فى مورد يكون قبوله من جهة الإظهار حتى تكون ملازمة بين وجوب القبول و حرمة الكتمان پرسش 1 . بازگشت اختلاف اماميه در حجيت خبر واحد به چيست ؟ 2 . آيا مىتوان به ظاهر كتاب براى اثبات حجيت خبر واحد استناد كرد ؟ چرا ؟ 3 . آيهء نبأ را ذكر كرده مفردات آن را شرح دهيد . 4 . با ذكر آيهء نبأ چگونگى دلالت آن را بر حجيت خبر عادل شرح دهيد . 5 . آيهء نفر را بيان كرده چگونگى دلالت آن را بر حجيت خبر واحد شرح دهيد .