الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : شيروانى )
186
أصول الفقه ( تحرير اصول فقه ) ( فارسى )
ابتدا لازم است دربارهء موضوع اين بخش ، معناى حجيت ، ويژگيها و ديگر امور مربوط به آن ، بحث كنيم . 1 . موضوع مباحث حجت موضوع مباحث حجت عبارت است از « كل شىء يصلح ان يدعى ثبوت الحكم الشرعى به ، ليكون دليلا و حجة عليه ؛ هر چيزى كه صلاحيت آن را داشته باشد كه ثبوت حكم شرعى توسط آن ادعا شود ، تا دليل و حجت برآن باشد . » بنابراين ، موضوع اين مقصد « ذات دليل » است ، نه دليل با وصف دليل بودن ، و محمولى كه براى آن اثبات يا نفى مىشود ، « دليل بودن » آن مىباشد . شايان ذكر است كه بسيارى از اصولدانان ، موضوع علم اصول را منحصرا ادلهء چهارگانه دانستهاند ، و اين خود مبتنى برآن است كه موضوع علم اصول را دليل بما هو دليل بدانيم ، نه ذات دليل ، چرا كه در اين صورت منحصر دانستن موضوع اصول در اين چهار امر ، توجيه صحيحى نخواهد داشت . 2 . معناى حجت 1 . حجت در لغت هر چيزى است كه صلاحيت داشته باشد شخص به آن بر غير احتجاج كرده بر او غالب آيد : « كل شىء يصلح ان يحتج به على الغير . » اين غلبه يا با ستاندن دليل و مستند خصم و در نتيجه ساكت نمودن او است ، و يا با وادار ساختن خصم به پذيرفتن عذر او . 2 . حجت در اصطلاح منطق مجموع مركب از چند قضيه است كه مطلوب را نتيجه مىدهد . گاهى نيز به خود حدّ وسط در قياس ، حجت اطلاق مىشود . 3 . حجت در علم اصول هر چيزى است كه متعلق خود را اثبات كرده به درجهء قطع نرسد : « كلّ شىء يثبت متعلّقه و لا يبلغ درجة القطع . » يعنى چيزى است كه