عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
83
منازل السائرين ( فارسى )
سبب وقوع مشاهده مىگردد ، پس مسلما شهود ، نفس را مقهور خود مىنمايد و در اين هنگام امكان توجه به چيز ديگرى نمىباشد ، كلام خواجه « و على التسلى عن الحزن » ، يعنى مسلما اندوه به واسطهء امور فوق در نزد چنين شخصى امرى شريف و محترم است ، پس هنگامى كه از اين اندوه رهايى مىيابد ، از اين بابت دچار اندوه مىگردد » . سالك در اين درجه هرگز از حزن تهى نمىشود ، زيرا شأن و جايگاه الهى را مىشناسد و به قصور خويش در عبوديت نيز واقف است و مىداند هرچه در اين مسير كوشش كند هرگز نمىتواند ، آنطور كه شايستهء خداست او را بندگى نمايد ، به همين دليل رسول خاتم صلّى اللّه عليه و إله مىفرمايند : ما عبدناك حق عبادتك و ما عرفناك حق معرفتك . « 1 » ما تو را آنگونه كه شايستهء تو بود نشناختيم ، و عبادتت نكرديم . لذا سالك همواره در خوف و حزنى عميق به سر مىبرد و اين حزن نشانهء معرفت او به جايگاه رفيع الهى است . امام صادق عليه السّلام در احاديث زير به اين مطلب اشاره مىفرمايند : لو حجب الحزن عن قلوب العارفين ساعة لاستغاثوا « 2 » اگر حزن از قلبهاى عارفين يك ساعت پوشيده شود براى آن استغاثه مىكنند . و يا : الحزن من شعار العارفين لكثرة و اردات الغيب على سرائرهم « 3 » حزن به دليل فراوانى واردات غيبى بر ضمير عارفان از نشانههاى آنان است . چنين اندوهى به وساطهء آن كه ناشى از معرفت است ، از شرافت و ارزش بالايى برخوردار بوده و براى سالك رهگشا مىباشد ، لذا از دست رفتن آن باعث اندوه است . من و غم گفتهها داريم نهانى * صفا بىغم ندارد زندگانى به لفظ اندر نگنجد حكمت يار * غم آمد ترجمان هر معانى به سجن غم چو عنقا مىنشينم * شود قدرم بهشت جاودانى اگر در نى نهم فرياد غم را * شود از نالهاش گويا جهانى « 4 » خواجه مىفرمايد : و ليست الخاصة من مقام الحزن فى شىء . براى خاصه چيزى از حزن
--> ( 1 ) . بحار الانوار ، اخبار الائمه ، ج 68 ، ص 23 . ( 2 ) . بحار الانوار ، ج 52 ، ص 70 . ( 3 ) . همان . ( 4 ) . از نگارنده .