عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
76
منازل السائرين ( فارسى )
الف ) مقصود خويش را در هر رمزى شهود مىكند . ب ) در هر سماع خفى از هدف و غايت آن آگاه مىشود . ج ) از درك لذت در مقام تفرقه رهايى مىيابد . به قول حافظ : سر و بالاى من آنگه كه درآيد به سماع * چه محل جامهء جان را كه قبا نتوان كرد 3 . سماع خاص الخاص و سماع خاصة الخاصه ؛ سماع به غسل العلل عن الكشف و يصل الابد الى الازل و يرد النهايات الى الاول . سماع خاصه الخاص ، سماعى است كه در آن كشف سماع علت يا علل ندارد ، يعنى چيزى موجب كشف سماع براى سالك نمىشود زيرا در اين مقام ، محو در ارادهء الهى است و اين اراده ازل و ابد را از سالك مىگيرد زيرا در مقام محو اول و آخر براى سالك معنى ندارد . همچنين نهايات را به اول وصل مىكند . به قول حافظ : زير شمشير غمش رقص كنان بايد رفت * كان كه شد كشتهء او نيك سرانجام افتاد هر دمش با من دلسوخته لطفى دگر است * اين گدا بين كه چه شايسته انعام افتاد بنابراين حقيقت سماع آن است كه سالك گوش جانش مأذن غيب شود و با ساحت ملكوت ارتباط پيدا كند . دلق و سجاده و تسبيح در آتش بفكن * گرت از مأذن دل مژده ز جايى نبود « 1 » سالك وقتى حلاوت استماع غيب را چشيد آرامآرام با آن انس مىگيرد و به بهشت ديدار راه پيدا مىكند ، ظاهر را عين باط ن و اول را عين آخر مىبيند : « هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن » « 2 » . امام صادق عليه السّلام فرمودند : لقد دعوت الله فاستجاب لى و نسيت الحاجة لان استجابته باقباله على عبده عند دعوته اعظم و اجل مما يريد منه العبد و لو كانت الجنة و نعيمها الابد و لكن لا يعقل ذلك الا العالمون العارفون المحبون العابدون ، بعد صفوة الله و خواصّة . « 3 »
--> ( 1 ) . از نگارنده . ( 2 ) . حديد / 3 . ( 3 ) . مصباح الشريعه ، باب 19 .