عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

562

منازل السائرين ( فارسى )

اندمجت على مكنون ، علم ، لو بحت به لاضطربتم ، اضطراب الارشية فى الطّوى البعيدة . « 1 » با علوم پنهانى در درونم دست به گريبانم ، كه اگر آشكار كنم ، مضطرب مىشويد . اضطرابى كه شما را به لرزه مىآورد ؛ همانند لرزيدن طنابى در چاه عميق . جناب مولوى هم اين سخن رمزآلود مولا را به زيبايى در مثنوى بيان كرده است : غرق عشقىام كه غرق است اندرين * عشق‌هاى اولين و آخرين مجملش گفتم ، نگفتم ز آن بيان * ورنه هم افهام سوزد هم زبان من چو لب گويم ، لب دريا بود * من چولا گويم مراد الا بود من ز شيرينى نشستم روتُرُش * من ز بسيارى گفتارم خَمُش تا كه شيرينى ما از دو جهان * در حجاب رو ترش باشد نهان تا كه در هر گوش نايد اين سخن * يك همى گويم ز صد سرّ لدن « 2 »

--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 5 . ( 2 ) . مثنوى ، دفتر اول ، 1757 تا 1762 .