عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
543
منازل السائرين ( فارسى )
رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ أَبْقى . « 1 » رزق خداى تو بسيار بهتر و پايندهتر است . وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقى . « 2 » و آنچه نزد خداست بهتر و باقىتر است . وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقى لِلَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ . « 3 » و آنچه نزد خداست بسيار بهتر و باقىتر است ؛ مخصوص كسانى است كه به خداى ايمان آورده و به پروردگار خود توكل مىكنند . وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى . « 4 » منزل آخرت بهتر و پايندهتر است . ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ . « 5 » آنچه نزد شماست نابود خواهد شد و آنچه نزد خداست باقى خواهد بود . بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ . « 6 » آنچه خدا بر شما گذارد براى شما بهتر است اگر واقعا ايمان داريد . خواجه در تعريف باب بقا مىنويسد : البقاء اسم الباقى قائما بعد فناء الشواهد و سقوطها . بقا اسم است براى آنچه بعد از فنا و سقوط شواهد باقى بماند . و مراد از شواهد در اينجا رسوم خلقيّه است ، چرا كه اينها آثارى هستند كه به حق شهادت مىدهند كه حق مؤثر است . در ابواب گذشته شواهد به معنى معالم الشهود به كار رفته كه عبارت است از واردات و تجليّاتى كه عبد به واسطه صحت سلوك در حق ، آن را دريابد . چرا كه آنها از مبادى شهود و علامات آتى هستند . پس باقى بعد از فنا شواهدى جز حق نيست و قبل از حضرت جمع بقائى نيست و لابدّ است در آن حقيقت قول الهى كه فرمود : كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ . « 7 » پس در حقيقت ، جز اللّه هيچچيز باقى نيست ، يعنى وجهى كه ذات است به همراه دو صفت جلال و اكرام ، يعنى جلالى كه به واسطه آن به عبد فانى در آن اكرام شده و لباس وجود و صفت به تن عبد فانى شود پس از فناى او ، پس به واسطهء آن باقى ماند آنچنان كه
--> ( 1 ) . طه / 131 . ( 2 ) . قصص / 60 . ( 3 ) . شورا / 36 . ( 4 ) . اعلى / 17 . ( 5 ) . نمل / 86 . ( 6 ) . هود / 86 . ( 7 ) . رحمان / 26 و 27 .