عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

537

منازل السائرين ( فارسى )

پروردگار دين اوست و امام على بن الحسين عليه السّلام فرمود : « و وجه خدا كه مردم رو ب سوى آن مىآيند مائيم . » « 1 » در مناقب ابن شهر آشوب از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه وجه اللّه مائيم . علامه طباطبايى اضافه مىكند كه در تفسير اين آيه روايات ديگرى است كه تفسير وجه اللّه را به دين و امام توجيه مىكند . ابن قيم گويد : فنائى كه در آيه آمده است همان فنائى نيست كه طائفه عرفا بدان استناد كنند . چرا كه فنا در آيه به معناى هلاك و عدم است كه خداوند سبحان بدان خبر دهد كه هرچه بر روى زمين است معدوم گشته و مىميرد و تنها وجه پروردگار سبحان باقى مىماند . فنا مقابل بقا و اعم از موت است چرا كه انسان با موت فانى نمىگردد . در حديث آمده است . « خلقتم للبقاء لا للفناء » شما براى بقا خلق شده‌ايد نه براى فنا . درحالىكه داريم « كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ » « 2 » هر نفسى مرگ را مىچشد . ( از اين‌رو فنا اعم از موت است ) مرحوم قشيرى فنا را به معنى سقوط اوصاف مذمومه دانسته و بقا را قيام اوصاف محموده به آن . « 3 » توضيح آنكه انسان داراى افعال و اخلاق و احوالى است . پس هركه افعالى را كه به زبان شريعت مذموم است ترك كند گفته مىشود كه از شهواتش فانى گشته و هركه اخلاقش را معالجه نموده و حسد و حقد و ديگر رزائل نفسانى را از قلبش دور كند گفته مىشود كه از سوء اخلاق فانى گشته است و هركس كه جريان قدرت حق را در تصاريف احكام مشاهده نمايد گفته مىشود كه او از اوصاف خلقى فانى گشته است و هركس كه سلطان حقيقت چنان بر او مستولى گردد كه ديگر هيچ عضوى را مشاهده نكند نه عينا ، نه اسما و . . . گفته مىشود كه او از خلق فانى و به حق باقى گشته است . پس فناى عبد از افعال ناروا و احوال زشت به عدم اين افعال و احوال است و فناى او از خودش و خلق به زوال احساس او به خودش يا به خلق است . پس چون از افعال و اخلاق و احوال فانى گشت ، جايز نيست كه آنچه از آن فانى

--> ( 1 ) . به نقل از تفسير الميزان ، ج 19 ، ص 205 . ( 2 ) . آل عمران / 185 . ( 3 ) . رساله فناء و بقاء ، ج 1 ، ص 260 .