عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

534

منازل السائرين ( فارسى )

صفات بر آن شواهد ، يعنى صفات ، با توجه به معانى و در ابتداى ظهورش در نزد شاهد ، غيريكديگر به نظر مىرسند ؛ مثلا صفت علم غير از صفت قدرت است . در اين مقام مشاهده مىكند كه صفات در حقيقت عين ذات‌اند . پس عينيت صفات با يكديگر و عينيت ذات با صفات كه تعريف توحيد صفاتى است ، در اين مرتبه براى شاهد و سالك نمايان مىگردد . چون به اين مرتبه رسد كه صفات را عين يكديگر و عين ذات يابد ، باب شهود ذات با اسقاط تفريق بين صفات و ذات برايش حاصل شود و اين به آن جهت است كه شاهد حق ، خود حق است ، چرا كه جز حق ، را مشاهده نكند و اين اولين ركن از اركان سه‌گانه است . دومين ركن آن است كه وسايط ؛ يعنى ، مقامات را بر مدارج ؛ يعنى ، طرق ارسال دارد ، بدين‌معنى كه دريابد وسايط و مقامات درجاتى هستند كه موجب ترقى و وصول او به مقصود مىشود و سومين ركن آنكه مشاهده كند كه اين عباراتى كه او را رهنمايى مىكند ، همان معالمى است كه به وسيلهء آن به مطلوب هدايت مىشود . معالم ، امارات و نشانه‌هاى طريقت‌اند و آنه به وسيلهء آنها دانسته شود ، همان‌طريق به مطلوب است . پس ارسال ، يعنى اطلاق اين معانى در هنگام شهود بر معانى ديگرى به حسب آن معانى كه قبل از شهود چيز ديگر بوده است . و اين معرفت خاصه است كه به واسطهء آن از جانب حقيقتى كه از حضرت جمع است مشاهده گردد ؛ يعنى اين معرفت كه در درجهء دومن مذكور آمد ، انوار تجليات اسمائند . كه از افق حضرت جمع بر خاصه‌اى از عارفين اشراق يابد . همان حضرت جمعى كه مقام خاص الخاص است و آن حضرت احديت ذات است . و الدرجه الثالثه : معرفة مستغرقه فى محض التعريف ، لا يوصل اليها الاستدلال و لا يدلّ عليها شاهد و لا تستحقها وسيله و هى على ثلاث اركان : مشاهدة القرب ، و الصعود عن العلم ، و مطالعه الجمع و هى معرفة خاصه الخاصّه . درجه سوم از معرفت ، معرفتى است كه در تعريف محض مستعرق باشد و هيچ استدلال و برهانى را بدان راه نيست و هيچ شاهدى را بر آن دلالت نتوان بود . هيچ