عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

532

منازل السائرين ( فارسى )

مرقوم فرماييد : پس مرقوم فرمود : خدا تو را رحمت كند . از توحيد سؤال كردى و آنچه را در آن اختيار كردند اشخاصى كه پيش تو هستند ( يعنى اهل عراق ) بزرگ است خدايى كه نيست مثل او چيزى . او شنوا و بيناست . بزرگتر از آنچه توصيف كردند . توصيف‌كنندگانى كه تشبيه كنند خداوند را به مخلوقاتش ، آنهايى كه افترا و دروغ بندند به خداوند . پس ، بدان ( خداوند تو را رحمت كند ) كه مذهب صحيح در توحيد آن است كه قرآن به آن نازل شده از صفات خداى تعالى . پس نفى كن از خداوند بطلان و تشبيه را . نه نفى صفات كن كه آن بطلان است و نه صفات شبيه به خلق را ثابت كن براى او ، كه آن تشبيه است . اوست الله و ثابت و موجود . بزرگتر است از آنچه توصيف نمودند وصف‌كنندگان . از قرآن تجاوز نكند . پس چگونه به ضلالت و گمراهى بيفتد . بعد از بيان و تعليم الهى ؟ حضرت امام خمينى معتقد است مقصود از روايت آن است كه توصيف نكنند به آنچه لايق ذات مقدس حق تعالى نيست ؛ مثل ، اثبات صورت و تخليط و غير آن از صفات مخلوق كه ملازم با امكان و نقص است . تعالى الله عنه . اما توصيف حق تعالى به آنچه لايق ذات مقدس است كه آن در علوم عاليه ميزان صحيح برهانى دارد ، پس آن امر مطلوبى است ، كه خدا و سنت رسول صلّى اللّه عليه و إله و احاديث اهل بيت از آن مشحون است . الدرجه الثانيه : معرفة الذات مع اسقاط التفريق بين الصفات و الذات و هى تثبت بعلم الجمع و تصفو فى ميدان الفنا و تستكمل بعلم البقاء و تشارف عين الجمع . درجه دوم : معرفت ذات است كه همراه با اسقاط تفريق بين صفات و ذات است و اين مرتبه علم جمع حاصل شده است ، در ميدان فنا صافى گرديده و به علم بقا كامل شده است و به عين الجمع تشرّف يابد . اين قسم از معرفت به اهل تجليات اسمائيه و شهود حضرت الهيه مختص است ، به گونه‌اى كه حق ، گوش و چشم عبد شود . پس چون عبد صفات حق را در آن مشاهده كند ، از آن حيث كه حق به واسطهء او مىنگرد و صفت همان حقايق اسماء است و ا سماء عين ذات است كه به نسبت‌هاى اعتبارى صفات ناميده مىشود ، پس صفات را جز در ذات موصوف مشاهده نكند . در اين صورت است كه ذات را مىشناسد همراه با اثبات