عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
525
منازل السائرين ( فارسى )
است كه همه منسوب به اسماء حسنات الهىاند و جهان خلقت به طور كلى شواهد حضرت الهى است . 4 . طريق توجه به شواهد اسماء الهى : آدمى از طريق نور الهى كه در ضمير و نهان انسان به وديعت نهاده شده است شواهد عالم را درك كرده و آنها را شواهد صفات حق مىداند . دومين طريق ، طهارت عقلى است كه عبارت است از صفا و طهارت عقل از شوائب و هم و لفظ ادراك و تنزّه آن از هواهاى نفسانى . تا آنكه عقل صلاحيت كاشت فكر مستقيم را داشته باشد والّا شيطان او را در فكرش گمراه خواهد كرد . حيات قلبى يكى ديگر از طرق توجه به شواهد اسماء الهى است و آن به واسطه تجرد قلب از غواشى نفس و بدن و تصفيه آن از كدورت طبيعت و تنوّر بصيرت آن به نور هدايت انجام مىپذيرد كه بدين واسطه از ظلمت جهالت خالى شده و توجهش به موجودات نيكو گردد به گونهاى كه ضمن در نظر گرفتن شواهد ، موجد آنها را بزرگ خواهد داشت . 5 . معرفت عامه اين چنين معرفتى مخصوص عوام از علماى ظاهرى و عابدان است كه به كمتر از اين درجه از معرفت ، شرايط يقين منعقد نمىگردد . اين عربى صاحب فصول الحكم در فص عزيريه مىفرمايد : و علم اللّه فى الاشياء علم ما اعطته المعلومات بما هى عليه فى نفسها . مرحوم قيصرى در توضيح اين سخن از شيخ عباراتى دارد كه خلاصه آن عبارتند از : در مقدمات بيان شد كه علم در مرتبه احديت عين ذات است مطلقا پس عالم و معلوم و علم يك چيز است و هيچ مغايرتى در آن نيست اما در مرتبه واحديت ، علم يا صفت حقيقى است و يا نسبت اضافى كه هرچه باشد استدعاى وجود معلومى كند كه علم بدان تعلّق گيرد و معلوم ذات الهى و اسماء الهى و صفات الهى و اعيان است پس علم الهى از حيث مغايرتش با ذات از اين وجه تابع آن چيزى است كه ذات از اسماء و صفات خود عطا مىكند و آن چيز كه اعيان از احوالشان عطا مىكنند به حسب استعداد آنها و قبول