عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

515

منازل السائرين ( فارسى )

قليل التناسب هستند . وجوه مقام انفصال مقام انفصال داراى سه وجه است : 1 . انفصالى كه شرط اتصال است . أحدها : انفصال هو شرط الاتصال ، و هو الانفصال عن الكونين بانفصال نظرك اليهما ، و انفصال توقفك عليهما ، و انفصال مبالاتك بهما . انفصالى كه شرط اتصال است داراى سه جزء است : الف ) جدايى از دو جهان ( دنيا و آخرت ) با قطع تعلق و نظر باطنى به آن دو . ب ) عدم توقف در تقييد و احتحاب ، يعنى عبد سالك وقتى از تعلقات آزاد مىشود گاهى اين رهايى را احساس مىكند ، فلذا بايد از رهايى هم رها باشد . ج ) از مبالات يعنى خوف در جهان هم جدا باشد ، يعنى از ما سوى الله به طور كلى منفصل گردد . 2 . انفصال از رؤيت انفصال الثانى : هو انفصال عن رؤية الانفصال الذى ذكرناه ، و هو أن لا يتراء فى شهود ا لتحقيق شيئا يوصل بالانفصال منها الى شىء . انفصال و جدا شدن از ديدن انفصالى است كه در وجه اول ذكر شد ، يعنى در مقام شهود حضرت حق بايد در جهان با نظر فنا نگريسته شود ، زيرا انفصال از نيستى و عدم ، چيزى نيست كه قابل ديدن و نظر كردن باشد . 3 . انفصال از اتصال الثالث : و هو انفصال عن شهود مزاحمة الاتصال عين السبق ، فأنّ الانفصال و الاتّصال على عظم تفاوتهما فى الاسم و الرّسم سّيان فى العلّة . و آن اين است كه عبد سالك در مقام شهود حضرت حق بايد از مزاحمت اتصال جدا باشد . زيرا عين سبق ( حقيقت ازلى ذات احديت ) اجل از آن است كه چيزى به او متصل و يا از آن منفصل شود . اتصال و انفصال با همهء تفاوتى كه در اسم و رسم دارند ، در عيب و نقصان يكسان هستند زيرا هر دو دلالت بر دوگانگى مىكنند ، حال آنكه در شهود حضرت حقيقت همه‌چيز فانى هستند و اين