عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

497

منازل السائرين ( فارسى )

نامشان از رشك حق پنهان بماند * هر گدايى نامشان را بر نخواند « 1 » يعنى از غيرت خداى متعال نام آنان پنهان گرديد تا هر آدم فرومايه و ىسرو پايى نام آنان را نبرد و آن اشاره است به حديث : اوليائى تحت قبايى لا يعرفهم غير . « 2 » اولياء من تحت پوشش من ستودند و كسى آنان را نمىشناسد . اولياى مستور كسانى هستند كه هرچند با مردم حشر و نشر دارند لكن كسى از مقام باطنى آنها آگاه نيست . عرشيان بهتر آنان را مىشناسند تا فرشيان . مولاى متقيان على عليه السّلام در اين باره مىفرمايد : يجاهدهم فى سبيل اللّه قوم اذلّة عند المتكبّرين ، فى الارض مجهولون و فى السماء معروفون . « 3 » با فتنه‌گران كسانى پيكار مىكنند كه نزد متكبران خوار مىنمايند ، در روى زمين گمنام‌اند و در آسمان معروف . به قول مولوى : أنهم تحت قبايى كامنون * جز كه يزدانشان نداند ز آزمون « 4 » اولياى مستور الهى در درياى نور شناورند و از لقمه‌هاى نورى ارتزاق مىكنند . مولوى مىگويد : حق آن نور و حق نورانيان * كاندر آن بحرند همچون ماهيان « 5 » آنگاه شرط رستگارى انسان را در آن مىداند كه از درياى نور الهى بهره‌مند گردد و حاصل عمر آدمى تحصيل نور جان است : تو چه دارى و چه حاصل كرده‌اى ؟ * از تگِ دريا چه دُر آورده‌اى ؟ روز مرگ ، اين حس تو باطل شود * نور جان دارى كه يار دل شود ؟ مىگويد تو اگر كمال و هنر دارى از ژرفاى درياى نور چه مرواريدى صيد كرده‌اى ؟ به هنگام مرگ حواس ظاهرى تو از ميان خواهد رفت . آيا نور جان دارى تا دلت را يارى كند ؟ آن زمان كه دست و پايت بردَرَد * پرّ و بالت هست تا جان برپرد ؟

--> ( 1 ) . مثنوى ، دفتر دوم ، بيت 932 . ( 2 ) . احاديث مثنوى ، ص 52 . ( 3 ) . نهج البلاغه ، خطبه 101 . ( 4 ) . مثنوى دفتر سوم ، بيت 3667 . ( 5 ) . مثنوى ، دفتر دوم ، بيت 933 .