عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
491
منازل السائرين ( فارسى )
باب حيات قال الله عز و جل : « أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ » « 1 » آيا كسى كه مرده بود سپس او را زنده كرديم . استشهاد خواجهء بزرگوار به اين آيه بيان اسم حيات است كه به سه چيز اشاره دارد . 1 . الحياة الاولى : حياة العلم من موت الجهل و لها ثلاثة أنفاس : نفس الخوف ، و نفس الرجاء و نفس المحبة . حيات علم از مرگ جهل و نادانى است . زيرا به واسطهء علم ، دل زنده مىشود و در طلب حق حركت مىكند و حركت از مختصات حيات است همانطورى كه جهل از لوازم مرگ و سكون است . براى حيات علمى سه نفس قابل فرض است : الف ) نفس خوف كه به علم معاد و وعيد و تهديد و ترساندن از عذاب و كيفر الهى تعلق مىگيرد . ب ) نفس اميد كه به وعده و ترغيب به بهشت و انواع پاداش و قرب و لقاى الهى مربوط مىشود . ج ) نفس محبت كه به عنايت و محبت الهى تعلق مىگيرد . آياتى چون : يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ . « 2 » خدا آنها را بسيار دوست دارد و آنها نيز خدا را دوست دارند . وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ . « 3 » آنها كه اهل ايمانند كمال محبت را مخصوص خدا دارند . به اين معنا دلالت دارند ، يعنى خداوند متعال علاقه و محبت خود را به بندگانى كه او را دوست دارند به نحوى نشان مىدهد و در واقع حبّ و علاقه طرفينى مىشود ، يعنى جاده عشق و عاشقى يك طرفه نيست بلكه همانگونه كه عاشق محتاج معشوق است
--> ( 1 ) . انعام / 122 . ( 2 ) . مائده / 54 . ( 3 ) . بقره / 165 .