عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

478

منازل السائرين ( فارسى )

استدامت فهى الدرجة الثانية . اما اگر مكاشفه به جايى برسد كه هيچ قطع‌كننده‌اى آن را قطع نكند ، هيچ سببى آن را مانع نشود و هيچ حظّ نفسانى آن را از مقصود باز ندارد ، اين مقام قاصد در باب قصد است ؛ زيرا قاصد كسى است كه قصد و نيّت او را چيزى قطع نكند ، پس اگر مكاشفه ادامه يابد ، اين درجهء دوم مكاشفه است . معمولا ، مكاشفهء لحظه‌اى در حوزهء علم است كه حجاب از چهرهء معلوم مىدرد و مكاشفهء دائمى در حوزهء حال است كه هنوز با آثار و رسوم سالك آميخته است . ج ) مكاشفهء عينى : و امّا الدرجه الثالثة : فمكاشفة عين ، لا مكاشفة ، علم ، و لا مكاشفة حال ، و هى مكاشفة لا تذر سمة تشير الى التذاذ ، أو تلجىء الى توّقف أو تنزل على رسم ، و غاية هذه المكاشفة المشاهدة . درجهء سوم : مكاشفه با چشم دل است ، نه مكاشفهء با علم و نه مكاشفه با حال . اين مكاشفه نشانى باقى نمىگذارد كه به لذتى اشاره كند يا به توقفى محتاج كند ، زيرا احتياج سالك ناشى از تلوين و آثار اوست كه در اينجا وجود ندارد . يا بر رسوم نزول كند زيرا اسمى از او باقى نمىماند و نهايت اين مكاشفه ، مشاهده است . مكاشفه از خانوادهء وحى است ، همان‌طور كه « الهام » نيز از وادى وحى است كه در همهء آنها اشارهء سرّى و القاى معانى است ، اما همهء اينها در نوع القاى معانى و بقا و دوام آن متفاوت هستند ، حتى علم هم نوعى القاى معنى از جانب خداوند متعال است ، اگر خدا نخواهد ، معلومى در ذهن ما ظاهر نمىشود . قرآن كريم به همهء مراتب وحى در آيات مختلف اشاره دارد ؛ مثلا دربارهء وحى به زنبور عسل مىفرمايد : وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ . . ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ فِيهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ . « 1 » و خدا به زنبور عسل ، وحى كرد كه از كوه‌ها و درختان و سقف‌هاى رفيع منزل

--> ( 1 ) . نحل / 68 و 69 .