عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
472
منازل السائرين ( فارسى )
لها . « 1 » به درستى كه در ايّام حياتتان نفحات رحمانى از جانب حق تعالى وجود دارد ، آگاه باشيد كه جان خويش را در معرض آن قرار دهيد . يك چشم زدن غافل از آن ماه نباشيد * شايد كه نگاهى كند آگاه نباشيد « 2 » الدرجة الثانية : تمكّن السالك ، و هو أن تجتمع له صحّة انقطاع ، و برق كشف و صفاء حال . السالك هو فوق المريد ، و دون العارف . درجهء دوم : تمكن سالك است كه فوق مريد و دون عارف است و صحت انقطاع از اغيار در اين درجه براى او فراهم مىشود و برق كشف و شهود در او استقرار پيدا مىكند و صفاى حال ، حاكم مىشود و تعارضى با علم همت ندارد و در زمانى از اوقات از او سلب نمىشود . الدرجه الثالثة : تمكّن العارف ، و هو أن يحصل فى الحضرة فوق حجب الطلب لابسا نور الوجود . درجهء سوم : تمكن عارف است كه فوق سالك و دون فقير است و آن در حضرت جمع براى او حاصل مىشود ، فراتر از حجابهاى طلب ؛ زيرا سالك تا وقتى كه به حضرت جمع شهود نرسيده باشد ، با حجابها و موانع گوناگون دست به گريبان است ، ولى در حضرت جمع هيچ اثرى از اغيار باقى نمىماند . سپس ، عارف در اين مقام به زيور وجود آراسته مىشود ، البته مراد از اين وجود ، در اينجا به مفهوم كلامى و حكمى آن نيست ، بلكه زمانى كه عارف فانى در شهود مىشود ، موطنى در غيب مطلق پيدا مىكند كه آن اول سفر دوم است ، لاجرم لسان و كسوت خاص خود را دارد كه از آن تعبير به لباس بقاى پس از فنا مىشود . خلاصهء كلام در قسم ولايات ، سير خلق الى الحق است و سالك در هر مقامى از فراخوانى و جذبهء الهى برخوردار است و سير طريق و مراحل سلوك را ، تماما با عنايت الهى و رياضت و عبادت خالصانه طى مىكند .
--> ( 1 ) . مصبا الانس ، حمزه فنارى ، ص 108 . ( 2 ) . نگارنده .