عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
463
منازل السائرين ( فارسى )
طوبى براى غريبان است كه در قرآن كريم آمده است : الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ طُوبى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ . « 1 » كسانى كه ايمان آوردند و اعمال نيكو انجام مىدادند خوشا به احوال و مقام نيكوى آنها . و اين غريب ، مرد صالح در روزگار فاسد و بين مردم فاسد است . او عالمى بين مردم جاهل است ، يا انسان صادق در بين مردم منافق است . و شق اخير در هر دورهاى براى انسانهاى پاك و صادق دردآور است كه هرچه مىگردد ياران صادق و يكدلى پيدا نمىكند . دوستىها با نفاق آلودهاند * يار يك دل را كجا گيرم نشان « 2 » سقراط حكيم خانهء كوچكى بنا كرد نزديكان بر او خرده گرفتند كه اين خانه در شأن حكيم نيست ، دوستان و هواداران فراوانى كه شما را هست با اين كلبهء كوچك سازگار نيست ، سقراط در پاسخ گفت : زان سخنها آن حكيم خنديد و گفت * دوستان ! اين خردهگيرىها خطاست كاشكى اين كلبهء ناچيز من * پر توانستى شد از ياران راست الدرجه الثالثه : غربة الهمّة ، و هى غربة طلب الحق ، و هى غربة العارف ، لان العارف شاهده غريب ، و مصحوبه من شاهده غريب ، فموجوده فيما يحمله علم او يظهره وجد ، او يقوم فيه رسم ، أو تطيقه اشارة ، او يشتمله اسم غريب ، فغربة العارف غربة الغربة ، لانّه غريب فى الدنيا و غريب فى الآخرة . درجهء سوم ، غربت همت است و آن سير و حركت فراتر از توان است ، از اين جهت در طلب حق تنها مىشود و اين در واقع غربت عارف است زيرا عارف در آنچه كه مشاهده كرده و به صحت ، دريافت نموده است تنها مىماند ، زيرا مردم نه حال او را درك مىكنند و نه مقال او را مىفهمند ، از اينرو علم عارف كه از طور شهود ا ست ، مصحوب مشاهدهء او مىشود و اين علم مصحوب به مشاهده هم غريب است . چون اين دريافت
--> ( 1 ) . رعد / 29 . ( 2 ) . از نگارنده .