عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
434
منازل السائرين ( فارسى )
باب برق قال الله عز و جل : إِذْ رَأى ناراً . « 1 » آنگاه كه آتش مشاهده كرد . كه اشارتى از آيهء : إِذْ رَأى ناراً فَقالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ ناراً . لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْها بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدىً . آنگاه كه موسى عليه السّلام آتشى مشاهده كرد و به اهل بيت خود گفت : اندكى مكث كنيد كه از دور آتشى به چشم ديدم ، باشد كه يا پارهاى از آن آتش براى شما بياورم يا از آن به جائى راه يابم . خواجه برق را به آتشى كه حضرت موسى عليه السّلام مشاهده كرده بود ، تشبيه نمود و همانطور كه نار براى موسى عليه السّلام مبدأ نبوت بود ، برق براى سالك مبدأ طريق ولايت است ، فلذا با استشهاد به آتش در تعريف مقام برق مىنويسد : البرق باكورة تلمع للعبد فتدعوه الى الدّخول فى هذه الطريق ، و الفرق بينه و بين الوجد أن الوجد يقع بعد الدخول فيه و البرق قبله ، و الوجد زاد ، و البرق اذن . برق ميوه نوبرى است كه براى عبد سالك مىدرخشد و او را به طريق ولايت يعنى سير فى اللّه فرامىخواند . خواجه برق را به ميوهء نوبر تشبيه كرده از باب اينكه نخستين نورى است كه بر بنده تجلى مىكند . فرق برق با وجد آن است كه وجد پيش از ورود در طريق ولايت حادث مىگردد و پس از دخول در آن باقى مىماند . بر خلاف برق كه باقى نمىماند و به سرعت عبور مىكند . همچنين وجد ، زاد و توشهاى است كه بنده همراه خود مىبرد ، اما برق اذن دخول به ساحت ولايت است . برق در واقع جذبهاى است كه با تجلى سريع و گذرا حاصل مىشود ، گويا لحظهاى معشوق خود را بر عاشق نمايان مىكند و اذن دخول در حضرتش را به او مىدهد و مىگويد : به من نزديك شو . در حقيقت خانهء دل اگر از اغيار تهى شود
--> ( 1 ) . طه / 10 .