عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

420

منازل السائرين ( فارسى )

و همچنين از مرگ لذت مىبرد . چون مرگ سبب مىشود كه عاشق به لقاى معشوق برسد . سلام من برسانيد به مرگ خيرانديش * بگو : ز چيست ؟ نيايد به صيد آهوى خويش دگر توانى ندارم در اين كوير فراق * بيا شبانه رسانم به يار سيمين ساق « 1 » الدرجة الثانيه : قلق يغالب العقل ، و يخلّى السمع ، و يطاول الطاقه . درجه دوم قلق ، عقل را مغلوب مىكند ، زيرا لازمهء شوق فناى عقل بما هو عقل است و سماع را شيرين مىكند ، يعنى شنود پيام غيبى و دريافت نجواى عاشقانه از سوى محبوب براى او دل‌انگيز است و همين امر موجب مىشود بر شدّت قلق افزوده و صبر و طاقت به كلى غارت شود . دل عاشق به پيغامى بسازه * خمار آلوده با جامى بسازه « 2 » چو پيغامم دهى طاقت نماند * كه طاقت تاب و بىقامت نماند الدرجه الثالثه : قلق لا يرحم أبدا ، و لا يقبل أمدا ، و لا يبقى أحدا . درجهء سوم قلق هرگز رحم و دلسوزى ندارد ، زيرا شعله‌اى است كه تا آثار اعيار را در صاحبش نسوزاند خاموش نمىشود و زمان قابل تصورى براى عاشق نمىگذارد ، « امد » به مقدارى از زمان گفته مىشود يعنى اين مجال هرگز براى او وجود ندارد و أحدى را باقى نمىگذارد . زيرا سالك عاشق را به شهود مىرساند كه همهء رسوم و آثار را فانى مىكند . خلاصهء سخن اين است كه شوق شديد ، جوهر سير و سلوك است و هيچ حركت و عبادتى بدون شوق ، نتيجه‌بخش نخواهد بود . مولوى زيبا گفته است :

--> ( 1 ) . از نگارنده . ( 2 ) . ديوان اشعار باباطهار ، دوبيتىها .