عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
412
منازل السائرين ( فارسى )
باب غيرت قال الله عز و جل حاكيا عن نبيّه سليمان : رُدُّوها عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَ الْأَعْناقِ . « 1 » خداوند عز و جل به پيامبرش سليمان عليه السّلام حكايت مىكند : آن اسبان را نزد من بازگردانيد . پس دست به ساقها و گردنهاى آنها كشيد . وجه استشهاد خواجه به اين آيه از آن جهت است كه حضرت سليمان عليه السّلام ع لاقهء فراوانى به اسبان پيدا كرد به گونهاى كه از ذكر خدا و نمازى كه در عصر مىخواند ، غافل شد و آفتاب غروب كرد ، آنگاه كه به خود آمد غيرت ورزيد و خواست تا اسبها را نزد او بازگردانند تا آنها را از بين ببرد . البته اين برداشت از آيه مورد تأييد علماى شيعه قرار نگرفت و مفهوم آيه همچنين برداشتى را نشان نمىدهد . بهرحال خواجه با استشهاد به اين آيه در تعريف « غيرت » مىنويسد : الغيرة سقوط الأحتمال ضنّا ، و الضيّق عن الصبر نفاسة . غيرت يعنى بخل ورزيدن در محبّت به محبوب ، به طورى كه نتواند كسى را در تعلق محبت به محبوب ، تحمل كند و اين بخل ممدوح است . و همچنين از شدّت محبت و رغبت به محبوب نمىتواند صبر كند كه غير او مورد علاقه و رغبت باشد . به قول حافظ : از من اكنون طمع صبر و دل و هوش مدار * كآن تحمل كه تو ديدى همه بر باد آمد در اينجا « نفاسه » يعنى : « ينافس فى محبوبه » . و أصل منافسة ، رغبت شديد است ، چنان كه در قرآن كريم آمده است : خِتامُهُ مِسْكٌ وَ فِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ . « 2 » شراب الهى را كه به مشك مهر كردهاند ، عاشقان از شوق آن به رغبت شديد بكوشند ، به قول حافظ : به لب رسيد مرا جان و برنيامد كام * به سر رسيد اميد و طلب به سر نرسيد
--> ( 1 ) . سوره « ص » / 33 . ( 2 ) . مطففين / 26 .