عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

407

منازل السائرين ( فارسى )

باب محبّت قال الل عز و جل : فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ » « 1 » به زودى خدا قوى را برانگيزد كه بسيار دوست دارد و آنها نيز خدا را دوست دارند . كه اشاره به آيهء : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ ، فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ ، أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ ، يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ . اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، كسى از شما از دين خود ارتداد جويد ، پس خادوند به جاى آنها مردمى را آورد كه آنها را دوست دارد و آنها نيز خدا را دوست دارند ، در برابر مؤمنين خاضع و در برابر كافرين با اقتدارند ، و در راه خدا مجاهده مىكنند و از سرزنش ملامتگران نمىهراسند . نكتهء اول : اين آيه در شأن كسى نازل شد كه به خاطر ايمان به اسلام و پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله باج‌خواهى مىكرد و ايمان او توأم با منت بر خدا و رسولش بود و حالت ارتداد و تهديد خروج از دين گرفت . اينجا بود كه آيه نازل شد و اساس دين را عشق و محبت به خدا بيان كرد و اگر غير اين باشد خداوند قومى را مىآورد كه عشق و ارادت به خدا را اساس ديانت بدانند . به قول حافظ : طفيل هستى عشق‌اند آدمى و پرى * ارادتى بنما تا سعادتى ببرى نكتهء دوم : در اين آيه عشق و محبت ظرفيتى است : « يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ » . يعنى اين‌طور نيست كه فقط عاشق به دنبال معشوق ، يا محب به دنبال محبوب باشد . بلكه خدا هم عاشقانش را دوست دارد . چه زيبا فرمود جناب مولوى : دلبران را دل اسير بىدلان * جمله معشوقان شكار عاشقان هركه عاشق ديدىاش معشوق دان * كو به نسبت هست هم اين و هم آن تشنگان گر آب جويند در جهان * آب هم جويد به عالم تشنگان « 2 »

--> ( 1 ) . مائده / 54 . ( 2 ) . مثنوى دفتر اول ، بيت 1739 تا 1741 .