عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
362
منازل السائرين ( فارسى )
كرده و ارادهء او به بندهاى تعلق گرفته است ، مبنى بر اينكه او را برگزيده و از شرافتها و نفحات خاص خود او را متنعم گردانيده است ، به طورى كه عنايت و جذبهء حق نسبت به او قبل از تلاش و كوشش او بوده است و شايد اصلا به تلاش سالك بستگى نداشته باش د و اين همان تفاوتى است كه بين « سالك مجذوب » و « مجذوب سالك » وجود دارد و اين جا مقام مراد مساوى مجذوب سالك است . مريد اسم فاعل و مراد اسم مفعول است از باب افعال . مريد كسى را مىگويند كه اراده مىكند ، مراد چيزى است كه مورد اراده قرار مىگيرد . مريد در وادى سير و سلوك كسى است كه سرسپردهء پيشوا و مراد خويش است و هرچه او اراده كند تسليم همان است . رشتهاى برگردنم افكنده دوست * مىكشد هرجا كه خاطر خواه اوست يا به قول حافظ : گل مراد تو آنگه نقاب بگشايد * كه خدمتش چو نسيم سحر توانى كرد امام حسين عليه السّلام در اواخر دعاى عرفه مىفرمايد : الهى حكمك النافذ و مشيتك القاهرة لم تير كالذى مقال مقالا و لا لذى حال حالا . خدايا ! حكم تو نافذ و مشيت تو قاهر و غالب است به گونهاى كه براى گوينده جاى سخن و براى صاحب حال حالى باقى نگذارد . به قول حافظ : گر رنج پيشت آيد و گر راحت اى حكيم * نسبت مكن به غير كه اينها خدا كند البته بايد دقت كرد كه اين معناى نفى فعل و اختيار از عبد نيست ، بلكه خداوند متعال ارادهء او را در ارادهء خود محو مىكند ، وقتى ارادهء اليه منشأ خواستن شد ، مشيت غالب الهى مىشود : ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ . « 1 » بنابراين مريد كسى است كه رياضت و سلوك او بر كشف و شهودش مقدم است اما مراد كسى است كه با صرف گزينش و انتخاب حق تعالى به مقصود نايل مىشود كه آيهء
--> ( 1 ) . انسان / 30 .