عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
318
منازل السائرين ( فارسى )
هرچيز به جاى خويش نيكوست . جهان چون زلف و خال و خط و ابروست * كه هرچيزى به جاى خويش نيكوست « 1 » تمام شرور از ماست و ذات اقدس خدا به دور از اين معناست . او پاك و منزه است و ظاهرتر از هرچيز است . هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ . « 2 » او اول و آخر و ظاهر و باطن است و او به همهچيز آگاه است . مولوى مىگويد : آنچه حق است از اقرب حبل الوريد * تو فكندى تير فكرت را بعيد « 3 » نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ . « 4 » ما از رگ گردن به او نزديكتريم . از رگ گردن به شما نزديكتريم يعنى از خود شما به شما نزديكتريم . اى كمان و تير را برساخته * صيد نزديك و تو دور انداخته جاهدوا فنا بگفت آن شهريار * جاهدوا منّا نگفت اى بىقرار نگفت « جاهدونا » بلكه گفت « جاهدوا فينا » ، گفت در من سير كنيد . مثل ماهى كه در آب شناور است و در جستجوى اكسير حيات خويش ا ست . بنابراين سير اسمائى نردبانى است كه انسان را بالا مىبرد و مظهر اسم باسط خداوند مىكند . مايه خوشدلى آنجاست كه دلدار آن جاست * مىكنم جهد كه خود را مگر آنجا فكنم « 5 » همه بايد از اين اسم استفاده كنيم و بالا برويم . انبساط بنده بايد در بسط حق جل جلاله ايجاد شود ؛ نه از طريق بازيچههاى دنيايى ، شادىها و ارضائات سخيف نفس را به حساب بسط بگذاريم و از اين طريق خود را فريب داده و جان را از سير استكمالى بازداريم .
--> ( 1 ) . گلشن راز شيخ محمود شبسترى . ( 2 ) . حديد / 3 . ( 3 ) . مثنوى ، دفتر ششم ، بيت 2353 تا 2358 . ( 4 ) . ق / 16 . ( 5 ) . حافظ .