عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
304
منازل السائرين ( فارسى )
باب فتوت قال الله تعالى : إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً . « 1 » چون آن جوانمردان به پروردگارشان ايمان آوردند ، ما هم بر هدايتشان افزوديم . نكتة الفتوّة أن لا تشهد لك فضلا ، و لا ترى لك حقا . جوهر فتوت اين است كه براى خودت برترى و حقى نبينى . تلمسانى در شرح گفتار خواجه مىفرمايد : « كلام خواجه « نكتة الفتوة » ، يعنى خلاصهء فتوت و نكتهء هرچيز در مثل ، همانند نسبت بيننده است به حدقهء چشم ، حدقهء چشم شريفترين عضو بينايى است و بينايى هدفى است كه براى برآوردن آن ، چشم آفريده شده و نكتهء قلب همان سويداى آن است و آن خونى است كه در وسط قلب قرار دارد و به واسطهء آن ، حيات به تقدير خداى تعالى دوام مىيابد پس نكتهء فتوت ، قلب فتوت است و انسان چشم فتوت است . حقيقت كلام خواجه اين است كه براى خودت يعنى براى نفس خودت يا براى هيچكس ديگر برترى نبينى ، كه فضل همان زيادت است . كلام خواجه « و لا ترى لك حقا » يعنى از كسى حقى براى خودت طلب نكنى ، بلكه معتقد باشى كه حقوق بر گردن توست نه براى تو و اين همان فتوت است » . ظهور فتوت در جان سالك نياز به رفع حوائج مردم ايجاد مىكند ، به نحوى كه عطش او در برآوردن حاجات حاجتمندان از نياز آنان شديدتر است ، لذا شخص فتى در نيكى كردن به ديگران هرگز آنها را مديون خويش نمىداند ، بلكه اين كه توفيق داشته تا در رفع حاجت كسى بكوشد منّتى از جانب خدا برگردن خويش و حقى از جانب مخلوقات بر ذمهء خويش مىداند تا به اين وسيله وظيفهء شكرگزارى به درگاه خدا را در ازاى اين توانايى بجا آورد .
--> ( 1 ) . كهف / 13 .