عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
294
منازل السائرين ( فارسى )
اول اينكه از خلق به سوى حق برويم ، سفر دوم از حق به سوى حق با حق برويم يعنى ملكههايى را كه در ما ايجاد شده ، نردبان صعود به سوى خدا و سپس سير از حق به حق نماييم . يعنى از حق مقيد كه عبارت است از تخلق به اسماء و صفات الهى ، به سوى حق مطلق كه عبارت است از ذات الهى سفر كنيم و پس از آن مجددا از جانب حق به جانب خلق رجوع نماييم . به سوى خلق برگرديم و با صفات خدايى ، مردم را به سوى او فرا بخوانيم و نزديك كنيم . شاعر شوريده شهريار مىفرمايد : برو اى گداى مسكين در خانهء على زن * كه نگين پادشاهى دهد از كرم گدا را اگر مولاى متقيان عليه السّلام هنگام نماز انگشتر به فقير مىدهد ؟ او از محضر به حضور مىرود و با حضور خدا در عالم شهادت و خلق زندگى مىكند . اصولا ، خودسازى و تزكيه و تهذيب اخلاق براى انسانى ميسر است كه معتقد به توانايى خود در به دست آوردن كمالات و ارزشها باشد و اگر گمان كند كه تلاشهايش بىفايده و در تكميل او و تغيير سرنوشتش بىتأثير است ، جايى براى مجاهده و تهذيب باقى نخواهد ماند . چرا كه اگر انسان در كارهايش مجبور باشد و اختيارى در ساختن سرنوشت خود نداشته باشد ، ديگر امر و نهى وى كه بايد چنين كنى و نبايد چنان كنى و مطرح كردن بايد و نبايد براى او بىمعنا خواهد بود . همهء نظامهاى اخلاقى ، مختار بودن انسان را به عنوان يك اصل موضوعى يا صريحا پذيرفتهاند يا پذيرش اين اصل در درون آنها نهفته است هرچند طرفداران آن نظام ، توجهى به اين مسأله نداشته باشند . طبعا در نظام اخلاقى اسلام نيز اين حقيقت به عنوان يك اصل موضوعى مطرح است . بنابراين ، به هنگام بررسى مبادى نظامى اخلاقى و معرفى كردن اصول موضوعهاش ، مختار بودن و انتخابگرى انسان را نخستين اصل از اصول موضوعه آن قرار مىدهيم . توجه به اصل نامبرده ، علاوهبراين ، از نظر تربيت نيز اهميت فراوانى دارد ، زيرا اگر شكى از خيرگرايى در انسان وجود پيدا كند و معتقد شود در كارهايش اختيارى از خود ندارد و محكوم عوامل جبرى است طبعا در تلاشهايش سست مىشود و احساس مسئوليت از وى سلب خواهد شد .