عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

285

منازل السائرين ( فارسى )

باب خلق قال الله تعالى : وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ . « 1 » و همانا تو خلق و خويى بس عظيم و بزرگ دارى . اين آيه در شأن نبى اكرم صلّى اللّه عليه و إله نازل شد كه در آن خداوند ايشان را بر خلق عظيم مورد ستايش قرار مىدهد . به عبارتى ديگر حسن خلق به نحو اكمل در آن حضرت وجود دارد . به همين دليل خواجه بزرگوار پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را وجه استشهاد مقام خلق قرار داد . « خلق » به ضم خاء و سكون لام به معنى خوى و عادت نيكوست . كلمهء خلق كه جمع آن اخلاق است در اصل به معناى يك صفت نفسانى يا يك هيئت راسخه مىباشد كه در نفس رسوخ داشته باشد و موجب بروز افعالى متناسب با آن بدون نياز به تفكر و سنجش بشود . به عنوان مثال سخاوت ، يك حالت نفسانى است كسانى كه اين خلق را دارند هنگام بذل و بخشش دچار ترديد نمىشوند كه آيا ببخشند يا نه . اين ملكهء راسخه ، انسان را مستغنى مىكند از اين‌كه درباره بخششى كه مىخواهد انجام دهد فكر كند يا ترديد داشته باشد ، بلكه خودبه‌خود جهت انجام ، فعل را رجحان مىدهد . اين حالت بر اثر تكرار عمل راسخ مىشود و ممكن است در اشخاصى ذاتى باشد ، زمينه‌هاى فطرى داشته يا از راه وراثت پيدا شود و يا عوامل ديگرى داشته باشد . اما رسوخ آن مستلزم تكرار عمل است . فرقى در اين مطلب نيست كه آن هيئت راسخه فضيلت باشد يا رذيلت ، رسوخ هر دوى آن‌ها احتياج به تكرار و تمرين دارد . از نظر اصطلاحآكلمه خلق يا اخلاق و معادل‌هاى ن در زبان‌هاى ديگر به چند صورت استعمال مىشود . گاهى به همين معنايى كه گفته شد يعنى صفات نفسانى و گاهى به عنوان صفت فعل به كار مىرود يعنى منظور از كار اخلاقى تنها صفات نفسانى نيست ، اگر چه هنوز به صورت يك هيئت راسخ در نفس پديد نيامده و از روى فكر و

--> ( 1 ) . قلم / 4 .