عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
281
منازل السائرين ( فارسى )
و قوة الصبر : نيرو و قوت صبر داشتن . گويند سنگ لعل شود در مقام صبر * آرى شود و ليك به خون جگر شود « 1 » الدرجة الثالثة : ايثار ايثار اللّه ، فانّ الخوض فى الايثار دعوى فى الملك ، ثمّ ترك شهود رؤيتك ايثار اللّه ، ثمّ غيبتك عن التّرك . گذشتن از ايثار خداى تعالى ( ايثار خود را ايثار حق تعالى مىبيند و براين اساس از آنچه به خود نسبت مىدهد ، مىگذرد ) در نظر گرفتن ايثار براى خود ادعاى مالكيت است ( پس از اين گذشت ) بايد حتى ديدن ايثار حق را نيز رها كنى و پس از آن بايد ترك كردن را هم ترك كنى . بدينسبب است كه سيد العاشقين حضرت امام خمينى قدّس سرّه مىفرمايند : اساس تكامل در عالم بر ترك است . درجهء سوم آن است كه ايثار حق تعالى را ايثار مىنامند . زيرا فرورفتن در ايثار خود ، متضمن مالكيت آن است و اين عيب و نقصان مىباشد . در روايات آمده است كه امام حسين عليه السّلام خطاب به مردم فرمودند : من كان باذلا فينا مهجته و موطّنا على لقاء الله نفسه فليرحل معنا فانّى راحل مصبحا ان شاء الله . هركس از صميم دل ، خويش را در راه ما مىبخشد با ما بيايد . و در نهايت ياران خويش را ستودند كه : فانى لا اعلم لى اصحابا اوفى و لا خيرا . من ياورانى بهتر از يارن خود نمىشناسم . « 2 » كه اين همان فناى سالار شهيدان در خداست . درجه سوم ايثار نيز سه جزء دارد : الف ) فرورفتن در ايثار خود ب ) ترك شهود : هنگامى كه ايثار مىكند و لذتش را شهود مىكند ، اين رؤيت شهود لذت ايثار را نيز ترك كند . ج ) غائب شدن از ترك . به قول حافظ : دل سراپردهء محبت اوست * ديده آئينهدار طلعت اوست
--> ( 1 ) . حافظ . ( 2 ) . بر همهء لهوف سيد بن طاووس ، ص 135 .