عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

247

منازل السائرين ( فارسى )

اگر بزرگى كه نزد شما خيلى عزيز است هديه ناچيزى به شما بدهد براى شما خيلى با ارزش و بزرگ است و تبركا آن را حفظ و نگهدارى مىكنيد . شهود از روى حب ، تمام سختىها را شيرين مىكند هرچه انسان سختى ببيند هيچ احساس تلخى نمىكند بلكه برايش شيرين است . اما اگر خدا را از روى تفريد ( توحيد ) ببيند ، نه استعظام عبوديت را مىبيند نه تلخى مكاره را حس مىكند و نه شيرينى نعمت را ، بلكه محو در حضرت دوست مىشود . مىخواهد شكر بگويد مىبيند شاكر خود خداوند است . تا آن‌كه به جايى مىرسد كه مىگويد : من كه ادعاى شكرگزارى مىكنم ، بالاترين درجهء آن عجز از شكر است . اگر هزار زبان پيدا كند هرچه خداوند داده باشد شب و روز را به شكر مشغول باشد نمىتواند شكر يك نعمت او را به جاى آورد . امام صادق عليه السّلام مىفرمايد : تمام الشكر اعتراف لسان السّر خاضعا للّه تعالى بالعجز عن بلوغ أدنى شكره . لان التّوفيق الشكر نعمة حادثة يجب الشكر عليها . « 1 » كمال شكر لسان سرّ ( دل و باطن ) ، اعتراف به عجز از به جا آوردن نازل‌ترين درجهء شكر است . براى اينكه شكر نعمت خدا حادثه‌اى است كه براى آن هم شكر واجب مىشود . چنان‌كه عارف كامل رو مىگويد : شكر را واجب شود شكر دگر * خيره در اين حادثه فهم و نظر حمد گويى تا شوى منعم شناس * حمد از دلبر بود پس كو سپاس « 2 » و اين به استناد مناجات الشاكرين در مناجات خمس عشرة امام سجاد عليه السّلام است كه مىفرمايند : فكيف لى به تحصيل الشكر و شكرى اياك يفتقر الى شكر . فكلما قلت لك الحمد وجب علىّ لذلك أن اقول لك الحمد . « 3 » پس چگونه بجا آوردن شكر تو براى من حاصل مىشود ، چرا كه سپاس من محتاج سپاسى ديگر است ، پس اگر من بگويم حمد من براى توست ، اين بر من ، گفتن حمد ديگرى را براى تو واجب مىنمايد .

--> ( 1 ) . مصباح الشريعه ، ترجمهء عبد الرزاق گيلانى ص 61 . ( 2 ) . مولوى . ( 3 ) . مناجات خمس عشرة ، مناجات الشاكرين .