عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

244

منازل السائرين ( فارسى )

حتى خود ما هم مملوك آن مالك هستيم . الدرجة الثانية : الشكر فى المكاره و هذا ممّن تستوى عنده هذه الحالات : اظهار الرّضا ، و ممّن يميّز بين الأحوال : كظم الغيظ و الشّكوى و رعاية الأدب و سلوك مسلك العلم . و هذا الشّاكر أوّل من يدعى الى الجنّة . درجه دوم شكر در امور ناگوار و ناخوشايند است . و اين شكر از كسى كه حالات نزد او يكسان است اظهار رضا به شمار مىرود . و از كسى كه ميان حالات تميز مىدهد ، خاموشى از شكايت كردن و رعايت ادب و قدم نهادن در راه علم است . و چنين بندهء شكرگزارى نخستين كسى است كه به سوى بهشت خوانده مىشود . شكر در سختىها و بلا و مصيبت بسيار مشكل است . كسى كه سختى و دشوارى براى او با خوشى فرقى نكند و يكسان باشد در مقام رضاست . مولا امير المومنين عليه السّلام مىفرمايند : و فى المكاره صبور و فى الرخاء شكور . « 1 » در سختىها صبور و در آسانى شكرگزار هستند . وقتى خداوند به آنها آسايش مىدهد بدمستى نمىكنند و اين صفت متوسطين در سير و سلوك است . چرا كه خداوند تبارك و تعالى مىفرمايد : كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى . « 2 » انسان مشرك و مغرور مىشود چون خود را در غنا و دارايى بيند . آن‌ها كسانى هستند كه در هر نفسى شكرى واجب مىدانند و شكر واجب آن است كه به آنچه خدا مىدهد راضى باشند و اظهار رضايت كنند . « ( رضا برضائك » و وجودشان به آيه شريفه مترنم است . وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ . « 3 » و نمىخواهند مگر آنچه را خداوند مىخواهد . زبان از شكايت مىبندند و هيچگاه در سختى شكايت نمىكنند . هرچه سختى مىكشند به ياد نعمت‌هاى فراوانى كه خداوند به آنها داده است مىافتند و تحمل مىكنند . كسانى كه به اين مقام شكر رسيده‌اند كاملا زبان را از شكايت مىبندند .

--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 184 . ( 2 ) . علق / 6 و 7 . ( 3 ) . تكوير / 29 .