عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
239
منازل السائرين ( فارسى )
صدد قتلش نيز هستند از خدا براى آنها طلب عذاب كرد ولى به دليل شتاب در اين درخواست خود حضرت به عقوبت گرفتارى در شكم ماهى دچار شد . شرط دوم اينكه با مردم مدارا كند ، خصومت نكند . البته اين شامل دشمنان نمىشود با آنها بايد با شدت رفتار كرد . جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقِينَ وَ اغْلُظْ عَلَيْهِمْ . « 1 » با كفار و منافقين جهاد كنيد و با آنها به شدت رفتار كنيد . چيزى كه ما برعكس رفتار مىكنيم . به خلق خدا ظلم مىكنيم . . . ولى با دشمنان خدا نرمى و مدارا . كسى به مقام رضا مىرسد كه ناسزا گفتن و تعريف و تكريم برايش يكسان است . وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً . « 2 » بندگان خداى رحمان كسانى هستند كه بر زمين به نرمى راه مىروند و وقتى انسانهى نادان با آنها مواجه مىشوند بر نادانها سلام مىكنند . بندگان خدا « هون » راه مىروند . هركس انسان مومن را مىبيند لذت مىبرد . رفتار و حركات او ناخودآگاه در دلها مىنشيند . اين يعنى « هون » هون از ريشه « هان » است ، هنانه از اينجا مىآيد . يعنى رفتارش آهنگ ملايمى دارد كه جانها را مىنوازد و ديدهها را مجذوب مىكند . چنين شخصى پاسخ بدى جاهل را با خوبى مىدهد . « قالوا سلاما » براى اينكه ريشهء همه دشمنىها و خودخواهىها از قوهء غضب است و ريشهء همهء مفاسد و دنياخواهىها از نيروى شهوت است و اين دو قوه بندهء كسى هستند كه به مقام رضا رسيده باشد . اگر انسان از شرّ اين دو قوه آسوده باشد ، از همهچيز راحت است . پادشاهى به شيخى رسيد ديد مكانى محقر و لباسى بىرنگورو و نان خشكى آنجاست . دلش سوخت گفت : چيزى از من بخواه تا به تو ببخشم . درويش تعجب كرد كه چرا چنين حرفى مىزند و گفت : من دو غلام دارم كه حاكم تو هستند و به تو فرمان مىدهند ولى بنده و تحت فرمان من مىباشند . پادشاه پرسيد : در اين مملكت كيست كه به من فرمان بدهد ؟ حكيم پاسخ داد : خشم و شهوت .
--> ( 1 ) . توبه / 73 . ( 2 ) . فرقان / 63 .