عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

218

منازل السائرين ( فارسى )

الدرجة الثانية : تسليم العلم الى الحال ، و القصد الى الكشف ، و الرّسم الى الحقيقه . تسليم علم به حال يعنى : صدر احكام علم ظاهر را به معانى باطنى آن منتقل كند . مثل انتقال از خبر به ديدن و از حجاب به كشف و از علم نقل به ذوقى كه موهبت الهى است و اين انتقالات ممكن نمىشود مگر به غلبهء حال . و قصد را به كشف تسليم كندآزيرا كشف ، حضور مطلوب را به سالك نشان مىدهد هرگاه مطلوب حاضر گشت ، قصد باطل مىشود و رسم را به حقيقت تسليم كند . يعنى سالك خود را تسليم كند تا در شهود حقيقت فانى گردد . با باقى ماندن در رسم و ظواهر ، فانى شدن و به شهود حق رسيدن ممكن نخواهد بود . اين همان بيان نورانى قرآن است كه مىفرمايد : يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ . إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ . « 1 » روزى كه مال و فرزندان كسى سود ندهد مگر آنكه قلب سليم به پيشگاه خدا آورد . گر نثار قدم يار گرامى نكنم * گوهر جان به چه كار دگرم باز آيد « 2 » الدرجة الثالثة : تسليم مادون الحق الى الحق مع السّلامة من روية التسليم ، بمعاينة تسليم الحق اياك اليه . درجه سوم آن است كه سالك ماسوى اللّه را به حق تسليم كند به گونه‌اى كه منزه از رؤيت تسليم باشد ، يعنى رؤيت تسليم را از خود سلب كند ، در آن صورت مشاهده مىكند كه حق تعالى خودش را به خودش تسليم كرده است . دليل اين امر روشن است زيرا سالك در درجهء دوم تسليم ، رسم خود را به حق تعالى تسليم كرده و باب فناى فى اللّه بر وى گشوده شد ، و مشاهده نمود كه همهء رسوم و خلايق فانى و مضمحل در حق هستند ، پس تنها خدا مىماند و صفات و افعال او . حجاب راه تويى حافظ از ميان برخيز * خوشا كسى كه در اين راه بىحجاب رود

--> ( 1 ) . شعرا / 88 و 88 . ( 2 ) . حافظ .