عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
200
منازل السائرين ( فارسى )
مورد توجه اهل بيت و ائمه معصومين عليهم السّلام است . « و قمعا لشرف النفس » « 1 » نفس آدمى استيلا طلب است و اظهار اشرافت مىكند . لذا اگر از او اختيار را سلب كنى ، نارات مىشود و مىگويد من آزاد آفريده شدهام . پس « قمعا » يعنى بايد نفس را سركوب كرد تا در مقابل آنچه خداوند در مسير توكل روا مىدارد ، اظهار كراهت ننمايد . انسان اگر وكيل بگيرد ولى كار خود را به زيد و عمر بسپارد خيانت كرده و مسلما موجبات ناراحتى وكيل را فراهم كرده است . لذا اگر مفهوم « فهو حسبه » را دانستيم و « توكلت على الله » گفتيم ، ديگر نبايد انگيزههاى نفسانى و شهوانى را دخالت دهيم ؛ كه در غير اين صورت وكيل خود ( خداوند ) را مورد بىاعتنايى قرار دادهايم . « تفرغا الى حفظ الواجبات » تفرغ در اينجا به معنى « يتفرغ للعبادة » است . يعنى عبادت را خالصانه انجام دادن . يعنى سالك بايد در اين مقام در هنگام انجام عبادات هر گونه انديشه غيرى را از سر بزدايد و با جان و ذهنى پاك و يك سويه براى انجام واجبات به خدا رو نمايد . الدرجة الثالثة : التوكل مع معرفة التوكّل النازعة الى الخلاص من علّة التوكّل و هو أن يعلم أنّ ملكة الحقّ للأشياء هى ملكة عزّة لا يشاركه فيها مشارك ، فيكل شركته اليه ، فانّ من ضرورة العبوديّة أن يعلم العبد أنّ الحقّ هو مالك للأشياء وحده . توكل در اين مرحله به معنى شناخت توكل است ، كه اين شناخت منجر به آن مىگردد كه سالك درصدد رهايى از عيب توكل برآيد و آن وقوف به اين نكته است كه سيطره خدا به اشياء ، غلبه عزت است كه هيچ شريكى را داخل نمىنمايد ؛ پس سالك مشاركت پنداريش را در هستى سراسر به خدا واگذار مىكند . بنابراين از ضروريات عبوديت اين است كه بنده بداند ، تنها خدا مالك حقيقى اشياء است . توكل به اين معنى است كه تو اختيار آنچه متعلق به خودت است به ديگرى بسپارى ، درحالىكه در اين مرحله بنده به اين حقيقت اشراف مىيابد كه آنچه متعلق به خود
--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، حكمت 26 .