عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
198
منازل السائرين ( فارسى )
« و ترك الدعوى » به آن چيزى را كه مورد مشاجره مردم است ، ميل نكند . يعنى آنچه را كه تودهء مردم حريصانه در جستجوى آن هستند رها كند و با نور توكل به سراغ انگيزههاى بالاتر برود تا از تقابل با مردم رهايى يابد ؛ زيرا ترك دعوى ، ترك مشاجره با خلق است . همچنين ميل خود را با خواستههاى عمومى هماهنگ نكردن و اقتضائات اجتماعى را آينه فرود و فراز خود قرار ندادن است . پس بهتر آن است كه انسان ، مركب ميل و تمناى خويش را از رحيل آنها بيرون كشد چنانكه به با يزيد بسطامى گفتند تو چه مىخواهى ؟ گفت : اريد ان لا اريد . آن مىخواهم كه نخواهم . به عبارت ديگر ، بخواهى كه نخواهى آنچه را مردم مىخواهند . الدرجة الثانية : التوكّل مع اسقاط الطّلب ، و غضّ الطرف عن السّبب اجتهادا لتصحيح التوكّل ، و قمعا لشرف النّفس ، و تفرّغا الى حفظ الواجبات . درجهء دوم آن است كه سالك بر خدا توكل كند همراه با فروانداختن طلب و چشمپوشى از هر سببى و با اين كار تلاش كند كه توكل خود را صحيح و راستين گرداند . همراه با جلوگيرى از شرافتطلبى نفس به خاطر آنكه خود را براى حفظ واجبات فارغ سازد . در توكل درجهء دوم اگر انسان به خدا توكل كرد بايد به اين وكيل اطمينان داشته باشد ، يعنى هيچ ترديدى در توكل به خود راه ندهد و همهء كارها را به او واگذارد . « و غض الطرف عن السبب اجتهادا » در اين درجه بايد توسل را با تلاش و كوشش رها كند . يعنى آنقدر تلاش و كوشش كند تا به جايى از يقين برسد كه ذرهاى ترديد نسبت به وكيلش احساس نكند و وقتى گفت : كفى بالله وكيلا . وكيل را كفيل هم بداند . در دعاى مجير مىگوئيم : سبحانك يا وكيل تعاليت يا عدل اجرنا من النار يا مجير . « 1 » پاك و منزهى اى وكيل امور بندگان ، بلند مرتبهاى اى همهء عدل و داد ، ما را از آتش پناه داهاى پناه بخش . خدا را به نام عدل مىخواند ، چون وكيل خود را عادل مىداند و مىداند اين وكيل همه - چيز را در جاى اصلى خودش قرار مىدهد . اگر انسان از يك طرف وكالت را به خداوند بدهد و از طرف ديگر انگيزههاى نفسانى خود را دخالت دهد مسلما خطا كرده
--> ( 1 ) . دعاى مجير ، مفاتيح الجنان .