عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
191
منازل السائرين ( فارسى )
عتاب يار پريچهر عاشقانه بكش * كه يك كرشمه تلافى صد جفا بكند تو با خداى خود انداز كار و دل خوشدار * كه رحم اگر نكند مدعى ، خدا بكند هركسى انسان را به نحوى مورد عتاب و سرزنش قرار مىدهد و به دنبال تحقير آدم است جز خداوند كه هشدارهاى او جز انسانسازى چيز ديگر نيست . خداوند تبارك و تعالى گاهى با عتابهايش كه همان امتحانهاى مختلف است بنده را مىآزمايد اگر بنده توانست از امتحان الهى سربلند بيرون آيد خدا با يك كرشمه با يك غمزه ، تلافى همهء مافات را مىكند و اين در صورتى حاصل مىشود كه انسان به اختيار خود ، خودش را تسليم خدا كند كه اين همان مرحله قرب نوافل است . چون انسان تا زمانى كه به قرب نوافل نرسيده است انانيت او باقى است . اما وقتى به آنجا رسيد مىبيند كه فاعل اصلى عالم خلقت ، خداست . حتى حرف زدن ما به اشارت اوست ، همه و همه از اوست . آنجاست كه فرياد مىزند : وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ . « 1 » واگذارم كار خويش را به خدا . يعين با اختيار خودش تسليم خدا مىشود ، لذا ، جبر عرفا بالاتر از اختيار فلاسفه و متكلمين است . وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ . « 2 » نمىخواهند مگر آنچه را خدا مىخواهد . لذا مىبينيم خداوند به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله مىفرمايد : تو كارهاى نيستى مگر بشير و نذير . فَذَكِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّرٌ لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ . « 3 » پس يادآورى كن جز اين نيست كه تويى يادآورنده و نيستى برايشان فرمانده . الدرجة الثالثة : استقامة به ترك رؤية الاستقامة ، و بالغيبة عن تطّلب الاستقامة ، بشهود اقامة الحّق و تقويمه عزّ اسمه .
--> ( 1 ) . مومن / 4 . ( 2 ) . تكوير / 29 . ( 3 ) . غاشيه / 21 و 22 .