عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
187
منازل السائرين ( فارسى )
استقامت حوزهاى است كه وقتى سالك روحش را در آن پرورش مىدهد به صفاى حال مىرسد ، همانطور كه عامه مردم با اعمال فيزيكى شادابى پيدا مىكنند . مثلا با خوردن غذاها و نوشيدنيهاى متنوع نشاط مىيابند . پس همانطور كه استقامت روح بيشتر مىشود و احوال سالكان را زنده مىكند ، در عمل نيز عامه مردم را تربيت مىكند . در ادامه مىفرمايد : و هى برزخ بين اوهاد التفرق و روابى الجمع . استقامت برزخى است بين اوهاد تفرق ، « اوهاد » به معنى چالش است و چالش تفرقه همان پراكندگى خاطر است . « روابى الجمع » نيز به معنى طراوت حال و عين الجمع با توحيد است . مقام جمع همان مقام توحيد است . انسان وقتى كه با خداست احساس آرامش مىكند و چون همهء قوايش را در خدمت پروردگارش قرار مىدهد از طراوتى برخوردار مىشود كه قوهء غضب و شهوت ، عقل ، وهم ، خيال و . . . همه تسليم امر خدا مىشوند . اينجاست كه انسان احساس آرامش مىكند و لذا نفس ، در آيه شريفه چنين مورد خطاب واقع مىشود ؛ يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي . « 1 » اى نفس آرميده ، بازگرد به سوى پروردگارت خشنود و خشنوده شد . پس درآى در بندگانم ، و درآى در بهشتم . نفس در اين مقام به آرامش و اطمينان مىرسد ، لذا « روابى الجمع » را « مكان المرتفعه » يعنى جايى كه بگو مگو در آن نيست و از اغيار خالى است معنى كردهاند . در اينجا هرچه هست حرف يار است . گرچه در ابتداى راه به دليل اين كه نفس هنوز به كثرت تمايل دارد ، دچار كسالت مىشود ، ولى با رفع تعلق از غير و رسيدن به مقام فردانيت ، روح انسان دچار آرامشى عميق مىشود كه اين خود نعمت بزرگى است . در سايه ذكر الهى همه اغيار از وجود انسان برچيده مىشوند و سالك به شهود و جمع مىرسد .
--> ( 1 ) . فجر / 30 ، 27 .