عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

178

منازل السائرين ( فارسى )

الدرجة الثانية : تهذيب الحال ، و هو ان لا يجنح الحال الى علم و لا يخضع لرسم و لا يلتفت الى حظّ . درجهء دوم تهذيب آن است كه حال پيراسته شود ، به اين معنى كه حال رام علم نگردد و در برابر نام و نشان خاضع نباشد و به سوء و لذت نگرايد . « ان لا يجنح الحال الى علم » ؛ حال عرفانى گوياى ظهور معرفت الهى و شهودى در جان عارف است و اين نوع از معرفت بسى برتر از دانش و غلبهء آن است ؛ بنابراين سالكى كه حالات عرفانى را تجربه كرده است ، نبايد در زمان غلبهء حال آن را به سوى علم كه در مرتبهء پايين‌ترى است ، متمايل سازد . براى اينكه انسان به حال برسد بايد بر ميلش بيفزايد نه به فعلش . انسان ممكن است صد ركعت نماز هم بخواند اما ذره‌اى ميل پيدا نكند . اما ممكن است شخصى دو ركعت نماز بخواند و به پرواز درآيد . ميل صفت حال است اما فعل متعلق به عمل آدمى است . هرچه انسان معرفتش به خدا بيشتر باشد ، حالش مطلوب‌تر خواهد بود و بهتر است . « و لا يلتفت الى حظ » حال نبايد به حظ دنيوى و ظاهرى التفات داشته باشد . زيرا همان‌طور كه درباره علم گفتيم حظوظ دنيايى و دانش‌هاى كتاب و دفترى نسبت به حالات و ادراكات عرفانى كه حاصل تهذيب دل و پالايش جان هستند در مرتبهء پايين‌ترى واقع مىشوند ؛ لذا سالك هرگز نبايد در زمان غلبهء حال آن را به هيچ يك از اين امور متوجه سازد . سعدى عليه الرحمه اين معنى را در قالب حكايتى زيبا آورده است به اين مضمون : عالمى گفت : بچه بودم ، نابغه بودم ، نمره‌هايم همه بيست بود و كارنامه‌ام را خدمت پدرم بردم : كه در خرديم لوح و دفتر خريد * برايم يكى خاتم زر خريد انگشتر را دستم كردم و با خوشحالى بيرون رفتم . به در كرد ناگه يكى مشترى * به خرمايى از دستم انگشترى « 1 » به من گفت پسر جان جلو بيا و يك خرماى خوشمزه به من داد و در مقابل انگشترى

--> ( 1 ) . بوستان سعدى .