عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
173
منازل السائرين ( فارسى )
باب تهذيب قال الله تعالى : فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ . « 1 » چون خورشيد غروب كرد ابراهيم گفت من غروبكنندگان را دوست نمىدارم . وجه استشهاد خواجه بزرگوار از اين آيه تبيين مقام تهذيب است . تهذيب از نظر خواجه به معناى كسب علم و ادب است . همانطورى كه حضرت ابراهيم عليه السّلام پس از رؤيت ستارگان و ماه و خورشيد اين علم را به خدا پيدا كرد ، پلهپله رفت تا به جايى رسيد كه گفت : إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ . « 2 » همانا بيزارم از آنچه شما شرك مىورزيد . اول گفت خداى من اين ستاره است . وقتى ستاره افول كرد گفت خدايى كه افول كند نمىخواهم ، بعد گفت خداى من ماه است . اما هنگامى كه ماه نيز افول كرد گفت من افول كننده را دوست ندارم . سپس گفت خورشيد خداى من است و هنگامى كه خورشيد نيز افول كرد گفت من خداى افول كننده را دوست ندارم . ابراهيم دريافت كه غروب كردن ، افتادن در بقعهء امكان و دورى از صفت وجوب است . او در اين راه محبت به ممكن را از خويش نفى كرد و گمراهى و شرك را در وابستگى به غير دانست و هدايت را از حق خواست تا به مقصود رسيد و گفت : إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ . « 3 » همانا من بر مىگردانم روى خود را به سوى آنكه آفريد آسمانها و زمين را به يكتاپرستى و از مشركان نيستم . پس حضرت ابراهيم عليه السّلام به اين صورت به پيراستن و آراستن عمل ، اخلاق و علم خود پرداخت و معناى تهذيب همين است . قرآن مجيد مىفرمايد : قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها . « 4 » به راستى رستگار شد آنكس كه نفس را تزكيه كند و زيان كرد آنكس كه آن را آلوده كرد .
--> ( 1 ) . انعام / 76 . ( 2 ) . انعام / 78 . ( 3 ) . انعام / 79 . ( 4 ) . شمس / 9 و 10 .