عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
140
منازل السائرين ( فارسى )
المنغص للعيش المزهد فى الخلق . منغض كردن ، شامل تمامى عيشهاى دنيايى مىشود كه اميد به دريافت عنايات ويژه الهى و رسيدن به جوار قرب او آنها را تيره مىكند . قرب الهى آنقدر شيرين است كه لذات ديگر در پرتو آن لذت به شمار نمىآيند . در آن خرمن كه جان من در آنجا خوشه مىچيند * همه عالم و مافيها به نيم ارزن نمىارزد « 1 » يا سعدى مىگويد : هرچه گفتيم جز حكايت دوست * در همه عمر از آن پشيمانيم سعديا بىوجود صحبت يار * همه عالم به هيچ نستانيم « 2 » حقيقتا سخن زيبايى است ، چرا كه هر كه جز اين كرد زيان نمود . به قول مولوى : هر كه از ديدار برخوردار شد * اين جهان در چشم او مردار شد « 3 » علت اينكه همهء ما به دنيا دل بستهايم اين است كه يار را زيارت نكردهايم والّا دنيا در نگاه ما مردار بود . رجاء در نگاه نهج البلاغه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمايند : الفقيه كل الفقيه من لم يقنّط الناس من رحمة الله و لم يؤيسهم من روح الله و لم يؤمنهم من مكر الله . « 4 » فقيه كامل كسى است كه مردم را از آمرزش خدا مأيوس نسازد و از مهربانى او نوميدشان نكند و از مكر وى ايمنشان ندارد . مكر الهى فى ذاته به فعل ما برمىگردد ، خدا مكر نمىكند . منظور از جملهء فوق اين است كه مومن در حال اعتدال بين خوف و رجاء باشد و در عين اميد تلاش كند تا عمل صالح او زياد شود . ز كوشش به هر چيز خواهى رسيد * به هرچيز خواهى كماهى رسيد
--> ( 1 ) . دفتر ديوان اشعار ، عطار نيشابورى ، غزليات . ( 2 ) . غزليات سعدى . ( 3 ) . مثنوى ، دفتر دوم ، بيت 582 . ( 4 ) . نهج البلاغه ، حكمت 87 .