عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
135
منازل السائرين ( فارسى )
خدا در ارتباط با آيهء فوق فرمودهاند : « اين سوره مرا پير كرد » . نكتهاى كه در اين آيه وجود دارد ، اين است كه استقامت بايد طبق دستور العمل الهى انجام پذيرد و در اين مسير انسان نبايد از خود ابداع و اختراعى داشته باشد كه اين مسئله مىتواند نشانهء دخالت نفس باشد . بايد سالها استقامت كرد تا خدا يكى از صدها را راه دهد . چون حريم عزّ ما نور افكند * غافلان خفته را دور افكند سالها بودند مردان انتظار * تا يكى را بار بود از صد هزار « 1 » ب ) « استغراق فى قصد الوصول » ، رسيدن به اين مقام جز با ريختن اشك طلب و ضجههاى جگرسوز به دست نمىآيد ، زيرا اين حالت انقطاع در واقع آغاز ورود به دروازهء وحدت است . براى رسيدن به حق اگر انسان توفيق رهيابى به بارگاه الهى را ندارد بايد حداقل از طالبان حقيقى و پويندگان راه او باشد تا در آخرت بگويد كه من از مشتاقان لقاى تو بودم و اين كار ممكن نيست مگر با رياضت كامل . نماز يكى از بهترين راهها براى رسيده به تبتل است و سالك را به مقام جمع الهى وارد مىكند ؛ سالك براى ورود به اين مقام بايد مؤدب باشد ، يعنى گناه نكند . سرمايه عارفان نياز و طلب است * شب تا به سحر اگر ننالند عجب است در دفتر تربيت نوشته با اشك * در محضر دوست گُنه نكردن ادب است اى نفس تو را سحر ادب خواهم كرد * ديوانهء نالههاى شب خواهم كرد يك آه على عليه السّلام كه جان عالم سوز است * از خانهء فاطمه عليها السّلام طلب خواهم كرد « 2 » اين همه ادعاى عشق و ارادت مىكنيم ، اگر از بىبى دو عالم تقاضاى قطره اشكى كنيم ، همين تضمين دنيا و آخرت است .
--> ( 1 ) . عطار نيشابورى ، منطق الطير . ( 2 ) . از نگارنده .