عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
104
منازل السائرين ( فارسى )
تعريف خشوع خواجه در تعريف خشوع مىفرمايند : الخشوع خمود النفس و همود الطباع لمتعاظم او مفزع . خشوع سكون نفس است و خاموشى طبيعت انسان است در پيشگاه شخصى بزرگ يا مهيب . تلمسانى مىفرمايد : « خشوع ، خضوع توأم با محبت براى آن كسى است كه نسبت به او خشيت دارى يا مىترسى . كلام ايشان « خمود النفس » ، يعنى خوددارى نفس از انبساط . و كلام ايشان « همود الطباع » ، يعنى سكون نفس و مقصود از طباع در اينجا قواى نفس است و متعاظم در اينجا ، كسى كه براى او در قلبها عظمت و مهابت وجود دارد ، و « مفزع » مقصود كسى است كه براى او سطوتى است وحشتآفرين و انتقامى است كه بايد از تيغ قهرش پرهيز كرد » . طبق توضيح فوق ، خشوع حالتى از سكون ، و قرار و انقياد نفس است در پيشگاه عظمتى كه چيره بر انسان است كه در عين ايجاد مهابت و ترس در دل و جان سالك ، خالى از احساس لطف و محبت نمىباشد و در حقيقت آميختگى محبت و مهابت است كه به نفس قرار مىبخشد و الا محبت بيش از حد در نفس اميدوارى بىجا آفريده و كار را به بسط و تفريط مىكشاند ، و مهابت و خوف بيش از حد هم نفس را دچار تنگى و قبض مىنمايد ، اما آميختهاى از اين دو به نفس قرار مىدهد . البته محبتى كه از معرفت ناشى باشد واجد هر دو خصوصيت مىباشد ، زيرا وقتى كه كسى يا چيزى را واقعا دوست بداريم ترس از دست دادن آن همواره ما را برآن مىدارد ، تا در حفظ شأن معشوق كوشا باشيم و از اين طريق يك ارتباط متقابل و مهربانانه بين عاشق و معشوق ايجاد مىگردد و شخص در پناه محبت معشوق خويش به آرامش و شادى دست مىيابد . خواجه مىفرمايد : هو على ثلاث درجات : الدرجة الاولى : التذلّل للأمر و الاستسلام للحكم ، و الاتّضاع لنظر الحق . كوچكى كند در مقابل امر حق ،