السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )

98

المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )

ضعف اين احاديث و عدم دلالتشان بر نسب امام مهدى عليه السّلام دو حديث مسند احمد و سنن ابن ماجة را عدّه‌اى از علما ضعيف شمرده‌اند ، مانند ابن قيّم كه مىگويد : اين حديث و حديث پيشين ، اثبات نمىكنند كه مهدى عباسى كه به حكومت رسيد ، همان مهدى موعودى است كه در آخر الزمان ظهور خواهد كرد . « 1 » يكى از دلايل مغايرت آن است كه مهدى عباسى در سال 169 هجرى قمرى مرد و زمانه‌ى او شاهد دخالت زنان در امور حكومت وى بود . طبرى از دخالت‌هاى زياد خيزران زن مهدى عباسى در مسايل حكومتى ياد كرده و مىگويد : اين زن در زمان حكومت فرزندش هادى ، به طور كلّى زمام امور را به دست گرفت . « 2 » پس ، چگونه مىتوان چنين كسى را « خليفة اللّه روى زمين » ناميد ؟ ! افزون بر اين ، اساسا مهدى عباسى ، بلكه تمامى خلفاى عباسى ، نه در آخر الزمان بوده‌اند ، نه مال بذل كرده‌اند ، نه بيعتى با آنان در ميان ركن و مقام صورت گرفته است ، نه دجّال را به قتل رسانده‌اند ، نه عيساى مسيح عليه السّلام از آسمان فرود آمده و در پشت مهدى آنان نماز گذارده است ، نه صحرا ، سپاهى را در زمان ايشان در كام خود كشيده است و نه كوچك‌ترين علامتى از نشانه‌هاى ظهور موعود در عصر آنان رخ داده است . امّا درباره‌ى حديث ترمذى بايد گفت : ابن كثير آن را « غريب » شمرده و گفته است : اين پرچم‌هاى سياهى كه در روايت آمده ، آن پرچم‌هايى نيست كه ابو مسلم برافراشت ، بلكه پرچم‌هاى سياه ديگرى است كه به همراه مهدى خواهند آمد . . . و مقصود از اين حديث آن است كه مهدى توصيف شده‌اى كه ظهورش در آخر الزمان وعده داده شده است ، ابتداى ظهورش از مشرق زمين خواهد بود . « 3 » به نظر مىرسد كه مبلّغان و داعيه‌داران خلافت عباسى ، چنين احاديثى را جهت ترويج و تحكيم موقعيت خود بدين شكل ، تحريف معنوى و سوء تعبير كرده باشند ، همان‌گونه كه احاديث صريحى كه بدين منظور جعل كردند ، مؤيد اين فرض است . ما در همين بحث به

--> ( 1 ) . المنار المنيف / ابن قيّم / صص 137 - 138 . ( ذيل دو حديث 338 و 339 ) ( 2 ) . تاريخ طبرى / ج 3 / ص 466 . ( 3 ) . النهاية فى الفتن و الملاحم / ابن كثير / ج 1 / ص 55 .